شخصيت شناخته شده سيدالشهداء
شامل : زندگانى و بررسى شخصيت و نهضت اباعبدالله الحسين عليه السلام و مظلوميت اسلام و اهل بيت در زمان حضرت
عوامل مؤ ثر در پيروزى نهضت سيدالشهداء
براى موفقيت يك نهضت در اهداف خود مى بايد پنج مسئله بطور كامل رعايت شود، و طبعا براى شناخت عظمت نهضت سيدالشهداء عليه السلام و موفقيت قيام آن حضرت ، اين پنج امر بايد به دقت بررسى شود.
1 - رهبر قيام و شخصيت او، يعنى شناخت سيدالشهداء روحى فداه
2 - هدف قيام و انتخاب زمان شايسته و موقعيت مناسب
3 - دشمن رو در رو يعنى يزيد ابن معاويه
4 - كيفيت نهضت و مظلوميت سيدالشهداء
5 - عوامل مؤ ثر در پى گيرى بهره مندى از نتايج آن ، يعنى زنده نگه داشتن عاشورا
1 - سيدالشهداء رهبر بى ترديد نهضت عاشورا
در هر نهضتى مى بايست ، شخصيت اول و رهبر آن ، فردى باشد كه نه تنها داراى هيچ نقطه ضعفى نباشد، بلكه مى بايد داراى امتيازات و خصوصيات علمى و روحى بلند نيز باشد، چرا كه يك قيام احتياج به شور و عشق و هيجان دارد، و اين هيجان و فداكارى ، به وسيله فرد عادى و يا شخصى كه داراى نقاط ضعف باشد ايجاد نمى شود، معمولا در هر نهضتى حزب حاكم سعى مى كند تا از مخالفين خود مخصوصا رهبر نهضت ضعفى ببيند و آن را بزرگ كند، مخصوصا در انقلابهاى مكتبى كه بايد پايدار بماند.
اما در نهضت حسينى ، دشمن اين آرزو را به گور برد، چرا كه سيدالشهداء داراى آنچنان شخصيت روشن و بى ترديدى بود كه حتى براى مخالفين او نيز همچنانكه خواهيم گفت ، ابهامى در آن وجود نداشت .
اينكه به نمونه هائى از روزنه هاى شخصيت حضرتش توجه مى كنيم .
اهل بيت پيامبر راهنمايان ملائكه بوده اند
خلقكم الله انوارا و فجعلكم بعرضه محدقين حتى من علينا بكم
آنچه از روايات متعدده استفاده مى شود اين است كه خداوند متعال انوار مقدس حضرت رسول و ائمه اطهار عليهم السلام را مدتها قبل از خلقت تمامى موجودات ، آفريده است .
آن انوار مقدسه بصورت اشباحى در آن عوالم به تسبيح و تقديس حضرت حق جل و علا مشغول بوده اند،
به گونه اى كه ملائكه مقرب الهى از اين انوار پاك تسبيح و تقديس الهى را فراگرفته اند، و در اين ميان نور مطهر پيامبر اكرم و حضرت امير عليهماالسلام منبع و سرآغاز، ساير انوار و نورالانوار بوده است .
ابوحمزه ثمالى گويد: حضرت على ابن الحسين عليهماالسلام فرمود: خداوند عزوجل محمد و على و يازده امام را از نور عظمت خويش بصورت ارواحى در شعاع نور خويش خلق نمود، ايشان قبل از آفرينش مخلوقات به عبادت و تقديس و تسبيح خداوند عزوجل مشغول بودند و اين عده همان هدايت كنندگان و پيشوايان از آل محمد هستند. كه درود خداوند بر همه آنها باد. (1)
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: من و على و فاطمه و حسن و حسين در سراپرده عرش ، خداى را تسبيح مى گفتيم ، و به دنبال تسبيح ما بود كه فرشتگان تسبيح مى گفتند (2) الحديث
حديثى جالب در ابتداى خلقت اهل البيت عليهم السلام
شخصى بنام فيضة ابن يزيد جعفى گويد: نزد امام صادق عليه السلام رفتم ، ديدم سه نفر از اصحاب حضرت ، پيش حضرت ، حضور دارند، سلام كردم و نشستم ، آنگاه عرض كردم : اى پسر پيامبر من براى استفاده به محضر شما آمده ام ، حضرت فرمود: بپرس اما كوتاه عرض كردم :
قبل از اينكه خداوند زمين و آسمان و نور و ظلمت را بيافريند شما كجا بوديد؟ حضرت فرمود: الان كه وقت اينگونه مسائل نيست ، مگر نمى دانى كه محبت ما مخفى و دشمنى با ما رشد پيدا كرده است ، ما دشمنانى داريم از جن (گويا منظور حضرت جاسوسهاى حكومت بوده است ) كه سخن ما را نزد دشمنان ما از آدميان پخش مى كنند، همانا ديوارها هم گوش دارند مثل گوشهاى مردم ؟
عرض كردم : كار از كار گذشته و من سؤ الم را كرده ام ، حضرت فرمود: ما شبحهاى نور بوديم اطراف عرش خداوند، كه خداوند را پانزده هزار سال قبل از خلقت آدم تسبيح مى كرديم ، چون خداوند آدم را آفريده ما را در صلب او جاى داد، و ما را همواره از صلبى پاك به رحمى پاك منتقل مى نمود تا اينكه محمد صلى الله عليه و آله را مبعوث نمود، پس مائيم دستگيره محكم خداوند، هر كه به ما چنگ زند نجات يافته و هر كه از ما منحرف شود هلاك گرديده است . (3)الحديث .
ادامه مطلب...
مبارزه با حجاب اسلامی زنان مسلمان در كشورهای اسلامی هیچگاه یك پدیده درونی نبوده و منشأ بیرونی داشته است. این پدیده، تهاجمی استعماری با هدف مسخ هویت اسلامی مردم، ایجاد انشقاق و جدائی در میان ملل مسلمان، ترویج فرهنگ غرب، رواج ابتذال در جوامع اسلامی و نهایتاً انهدام اساس استقلال مسلمانان میباشد.
«همفری» كارشناس و جاسوس معروف انگلستان در كشورهای اسلامی كه از فعالان رواج فرهنگ غربی در میان ملل مسلمان میباشد، در كتاب خاطرات خود به موارد متعددی از خصوصیات مسلمانان از جمله اعتقاد به مبانی اسلامی، حفظ حجاب اسلامی، استحكام كانونهای خانواده و تبعیت فرزندان از روش پدران و نیاكان اشاره كرده و لزوم مبارزه با این مبانی و ارزش ها را مورد تأكید قرار داده است. وی كه مأمور اعزامی وزارت مستعمرات انگلیس به كشورهای اسلامی بوده، از بیحجابی و برداشتن حجاب زنان و رواج بیبند و باری به عنوان یكی از مؤثرترین روش ها در مبارزه با استقلال ملت های مسلمان یاد كرده است.
توصیههای «همفری» در بسیاری از كشورهای اسلامی توسط دولت هائی كه به دربار لندن و یا متحدان اروپائیش وابسته بودهاند، به اجرا گذارده شده است.
اسماعیل پاشا در مصر كه در 1863 میلادی بر تخت سلطنت نشست در 1870 به آزادی زنان با مفهوم اروپائی آن در كشورش رسمیت داد. در الجزایر نیروهای اشغالگر فرانسوی برای در هم شكستن انقلاب مردم، از جمله به مبارزه علیه حجاب زنان روی آوردند. در تركیه، مقابله با حجاب اسلامی از نخستین برنامههای كمال آتاترك برای اسلام زدائی بود. این برنامهای بود كه در كنار سایر تصمیمات از جمله منسوخكردن دادگاه های شرعی، تعطیل مدارس علوم دینی، جایگزین كردن قوانین اروپایی به جای نظام شریعت، رواج رسمالخط لاتین، تغییر تاریخ هجری به میلادی، اعلام تعطیلی یكشنبهها به جای جمعهها و ... به اجرا گذارده شد. در افغانستان نیز امانالله خان با تأسیس «انجمن حمایت از نسوان» در 1928، بانی مبارزه با حجاب زنان مسلمان آن كشور گردید.
كشف حجاب در ایران
كشف حجاب در ایران نیز پدیده خودجوش داخلی نبود و محركهای خارجی داشت. این پدیده ناشی از تأثیر فرهنگ و آداب و رسوم غربی تحت عنوان «تجددخواهی» در میان ایرانیان، به ویژه كسانی است كه افكار و زندگی غربی را تجربه كردهاند. در این بین اراده دولتمردان نقش مكمل داشته و در اشاعه آن تأثیر بسزایی داشته است.
براساس شواهد تاریخی اولین نشانههای كشف حجاب از دربار ناصرالدین شاه قاجار آغاز شد. مسافرتهای شاه به اروپا و مشاهدات وی از وضعیت پوشش زنان اروپائی در انتقال فرهنگ آن دیار به كشور و در ابتدا به دربار و دارالخلافه تأثیر به سزایی داشت. به تدریج موضوع كشف حجاب در قالب تجدد خواهی به محافل روشنفكری و اشعار شعرا نفوذ كرد و درمطبوعات منعكس شد.
این وضعیت كم و بیش تا پایان دوره قاجار ادامه داشت. میل حكام قاجار به كشف حجاب و مقاومت خانوادهها سبب شد تا پدیده كشف حجاب به غیر از دربار و محافل نزدیك به شاه، رشد چندانی نیابد. هر چند در اواخر دوره قاجار و در جریان نهضت مشروطه و پس از آن، سیاسیون «نوگرا» و «منورالفكر» گام هایی در حذف پوشش اسلامی بانوان و اشاعه بیحجابی در جامعه برداشتند و نویسندگان و شعرایی چون ایرج میرزا، میرزاده عشقی، عارف قزوینی و ملكالشعرای بهار در این زمینهها قلم فرسایی كردند. آنان مشروطه را به معنای تجدد خواهی خوانده و بیحجابی را از مظاهر تجددخواهی قلمداد كردند.
طراحان و منادیان كشف حجاب میدانستند كه برای رسمیت بخشیدن به این پدیده باید زمینههای لازم ابتدا در كانون های خانواده فراهم آید. از دید آنان مخالفت مرد با بیحجابی همسر در معابر عمومی عامل اصلی عدم پیشرفت كشف حجاب بود.
بقیه مطالب رادرادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب...
ماجراي مسلمان شدن يک دختر مسيحي
از "ژاكلين ذكرياي ثاني" تا "زهرا علمدار"
من ژاكلين ذكرياي ثاني هستم. دوست دارم اسمم زهرا باشه. من از يه خانواده مسيحي هستم و از اسلام اطلاعات كمي دارم. وقتي وارد دبيرستان شدم از لحاظ پوشش و حجاب وضعيت مطلوبي نداشتم كه بر مي گشت به فرهنگ زندگيمون. توي كلاس ما يک دختر بود به اسم مريم كه حافظ 18 جزء از قرآن مجيد بود، بسيجي بود و از شاگردان ممتاز مدرسه. مي خواستم هر طوري شده با اون دوست بشم.
.... اون روز سه شنبه بود و توي نماز خانه مدرسه مون دعاي توسل برگزار مي شد، من توي حياط مدرسه داشتم قدم مي زدم كه يه دفعه كسي از پشت سر، چشماي من رو گرفت. دستهاش رو كه از روي چشمام برداشت، از تعجب خشكم زد. بله! مريم بود كه اظهار محبت و دوستي مي كرد. خيلي خوشحال شدم. اون پيشنهاد كرد كه با هم به دعاي توسل بريم. اول برايم عجيب بود ولي خودم هم خيلي مايل بودم که ببينم تو اين مجلسها چي مي گذره. وارد مجلس كه شديم ديدم دارند دعا مي خوانند و همه گريه مي كنند، من هم كه چيزي بلد نبودم نشستم يه گوشه؛ ولي ناخواسته از چشمام اشك سرازير شد. از اون روز به بعد من و مريم با هم به مدرسه مي رفتيم، چون مسيرمون يكي بود، هر روز چيز بيشتري ياد مي گرفتم. اولين چيزي كه ياد گرفتم، حجاب بود. با راهنمايهاي اون به فكر افتادم كه در مورد دين اسلام مطالعه و تحقيق بيشتري كنم. هر روز كه مي گذشت بيش از پيش به اسلام علاقه مند مي شدم. مريم همراه كتاب هاي اسلامي، عكس شهدا و وصيتنامه هاشون را برام مي آورد و با هم مي خونديم، اين طوري راه زندگي كردن را يادم مي داد. مي تونم بگم هر هفته با شش شهيد آشنا مي شدم.
... اواخر اسفند 1377بود كه براي سفر به جنوب ثبت نام مي كردند. مدتي بود كه يكي از كليه هام به شدت عفونت كرده بود و حتما بايد عمل مي شد. مريم خيلي اصرار كرد كه همراه اونا به مناطق جنگي برم، به پدر و مادرم گفتم ولي اونا مخالفت كردند. دو روز اعتصاب غذا كردم ولي فايده اي نداشت. 28 اسفند ساعت 3 نصف شب بود كه يادم اومد که مريم گفته بود ما برا حل مشکلاتمون دعاي توسل مي خونيم. منم قصد کردم که دعاي توسل بخونم .شروع كردم به خوندن، نمي دونم تو كدوم قسمت دعا بودم كه خوابم برد! تو خواب ديدم که تو بيابون برهوتي ايستاده ام، دم غروب بود. مردي به طرفم اومد و گفت: «زهرا بيا.....بيا.....مي خوام چيزي نشونت بدم». دنبالش راه افتادم. تو نقطه اي از زمين چاله اي بود كه اشاره كرد به اون داخل بشم، اون پائين جاي عجيبي بود. يه سالن بزرگ با ديوارهاي بلند و سفيد كه از اونا نور آبي رنگ مي تراويد، پر از عكس شهدا و آخر آنها هم يه عكس از آقاي خامنه اي. به عكس ها كه نگاه مي كردم احساس كردم كه دارند با من حرف مي زنند ولي چيزي نمي فهميدم . آقا هم شروع كرد به حرف زدن، فرمود: «شهدا يه سوزي داشتند كه همين سوزشان اونا را به مقام شهادت رسوند، مثل شهيد جهان آرا، شهيد باكري، شهيد همت و علمدار....»
پرسيدم: علمدار كيه؟ چون اسمش به گوشم نخورده بود. آقا فرمود: «علمدار همونيه كه پيش توست. هموني كه ضمانت تو رو كرده تا به جنوب بيايي.» از خواب پريدم. صبح به پدرم گفتم فقط به شرطي صبحانه مي خورم كه بگذاري به جنوب برم، او هم اجازه داد. خيلي تعجب کردم که چطور يه دفعه راضي شد. هنگام ثبت نام براي سفر، با اسم مستعار "زهرا علمدار" خودم رو معرفي كردم. اول فروردين 78 همراه بسيجيان عازم جنوب شدم. نوار شهيد علمدار رو از نوار فروشي كنار حرم امام خميني(ره) خريدم و هر چه اين نوار رو گوش مي دادم بيشتر متوجه مي شدم كه چي مي گفت. در طي ده روز سفري كه داشتم تازه فهميدم كه اسلام چه دين شريفيه. وقتي بچه ها نماز جماعت مي خوندند من يه كنار مي نشستم زانوهام رو بغل مي گرفتم و به حال بد خود گريه مي كردم. به شلمچه كه رسيديم خيلي با صفا بود. نگفتم، مريم خواهر سه شهيد بود. دو تا از برادرهاش تو شلمچه شهيد شده بودند. با اون رفتم گوشه اي نشستم و اون شروع كرد به خوندن زيارت عاشورا. يه لحظه احساس كردم شهدا دور ما جمع شده اند و دارند زيارت عاشورا مي خونند. اونجا بود كه حالم خيلي منقلب شد و از هوش رفتم. فرداي اون روز، عيد قربان بود و قرار بود آقاي خامنه اي به شلمچه بياد. ساعت حدود 5/11بود كه آقا اومد. چه خبر شد شلمچه! همه بي اختيار گريه مي كردند. با ديدن آقا تمام نگراني ام به آرامش تبديل شد. چون مي ديدم که خوابم داره به درستي تعبير مي شه.
خلاصه پس از اينكه از جنوب برگشتم تمام شك هام تبديل به يقين شد، اون موقع بود كه از مريم خواستم طريقه ي اسلام آوردن رو به من ياد بده. اون هم خوشحال شد. بعد از اينكه شهادتين رو گفتم يه حال ديگه اي داشتم. احساس مي كردم مثل مريم و دوستانش شده ام. من هم مسلمان شده بودم. فقط اين رو بگم كه همه اعمال مسلمان بودن رو مخفيانه بجا مي آوردم. لطف خدا هم شامل حالم شد و كليه هايم به كلي خوب شد....
شادي روح شهداي گمنام صلوات
نقل از نشريه فکه
يكي از راويان مي گويد در كوفه به زني قرآن مي آموختم، روزي با او شوخي كردم، بعد به ديدار امام باقر
(ع) شتافتم، فرمود: آن كه ( حتّي) در پنهان مرتكب گناه شود خداوند به او اعتنا و توجّهي ندارد،
به آن زن چه گفتي؟ از شرمساري چهره ام را پوشاندم و توبه كردم،
امام فرمود: تكرار نكن!
این مطلب خیلی تکان دهنده است! به ویژه تو دوره و زمونه ما!
در بحارالانوار امده که
معصوم فرمود: به ازای هر کلمه شوخی با نامحرم، انسان را هزار سال در صحرای محشر
معطل می کنند!
خدایا مارالحظه ای به خودمان وامگذار!
بسم الله
السلام علیک یا رسول الله(ص)
السلام علیک یا علی ابن ابیطالب(ع)
السلام علیک یا صاحب العصروالزمان (عج)
روزعید غدیرخم بر آقا امام زمان عج و مقام معظم رهبری
و ریاست محترم جمهوری
وملت ایران و جهان اسلام مبارک باد

روزعیداست وهمان به که سلام توکنیم
مطلع الفجردل خویش به نام توکنیم
جانشینی محمد(ص)به تو فرخنده بود
عهد تجدید،دراین بیعت عام توکنیم
اللهم عجل لولیک الفرج
* * * * * ** * * * * * * * **
بسم الله
میلاد حضرت امام علی النقی الهادی علیه السلام بررهروان امامت و ولایت مبارک باد
دختران مثبت
همه دختران جوان و نوجوان در فرآيند زندگى، در روابط روزمره شخصى و اجتماعىشان با رويدادها و حوادثى مواجه مىشوند. نوع نگرش و برخورد آنان با مسائل، مىتواند تعديلكننده هيجانها، قضاوتها و پيشداورىهاى آنان و يا نوع برخوردشان با ديگران باشد.
رعايت يك سرى اصول در روابط شخصى و اجتماعى مىتواند سطح آگاهى دختران را عميقتر و نوع نگرششان را نسبت به حوادث تغيير داده، به نحوى كه آرامش و فضاى سالمى براى خود و ديگران فراهم آورند:
1- هرگز خود را با ديگران مقايسه نكنيد
اين مقايسه غير منطقى و غير عادلانه است و به جايى نمىرسد مگر تضعيف عزت نفس. هر يك از انسانها عوامل وراثتى، شرايط اجتماعى و دوران كودكى متفاوتى دارد. مهارتهاى تحصيلى و تجربه زندگى هر دخترى با دختر ديگر متفاوت است. بنابراين چگونه مىشود مقايسهاى واقعگرايانه ميان خود و ديگرى انجام داد؟ دختران هر روز در زندگى كارهايى مىكنند كه شايد كماهميت به نظر برسند اما در واقع بسيار اهميت دارند. مشكلاتى كه بر آنها چيره مىشوند، چالشهايى كه با آنها روبهرو مىشوند، رفتار محبتآميزى كه نسبت به ديگران نشان مىدهند، شيوه ارتباط اجتماعى با همسالان و ... انباشت روزانه اين كارهاى كوچك است كه در نهايت دختران را به شكل آنچه هستند، در مىآورد. يك حسنجويى راستين از خود، در دختران توانايى تغيير و رشد را آزاد مىكند و به آنان انگيزه تغيير و رشد را مىدهد.
2- قدر موهبت سلامتى را بدانيد
يكى از مسئوليتهاى دختران نسبت به خود، تلاش در جهت رسيدن به وضعيت سلامتى است. سلامتى يك انتخاب است. يك شيوه زندگى است. سلامتى در واقع هماهنگى بدن، ذهن و روح مىباشد. سلامتى يك نگرش و حالت مثبت ذهن است. ارزش قايل شدن براى خويشتن، ديگران و محيط زيست است. بايد گفت من مسئوليت خودم را به عهده مىگيرم. مىتوانم با بدنم بيشتر دوست باشم و اين كار را از راه آموختن احترام به اين جنبه و خودم و مراقبت مهرآميز از آن انجام مىدهم. مىتوانم از بيگانگى با بدنم كه ريشه در ناهماهنگى با برنامهريزى ذهنى دارد، رها شوم و دوباره برنامهريزى كنم. يكى از مهمترين كارها، قدر نهادن به آنچه داريم به جاى تمركز بر آنچه نداريم است. دختران جوان و نوجوان بايد ياد بگيرند به جاى بزرگنمايى تصاوير منفى ناتوانايىها، ضعفها، شكايتها و ... به شيوهاى مثبت بر امور و نعمتهاى بىشمارى كه دارند تمركز نمايند. اگر تعريفى از آنان مىشود، تحسين و تصديق ديگران از خود را بپذيرند. و نيز اين حقيقت را باور داشته باشند كه ديگران تمايل دارند، استعدادها، مهارتها و توانايىهايى را كه در دختران مىبينند تصديق نمايند بنابراين حرفهايشان را نفى نكنند. اگر نمىدانند چه بگويند كافى است با لبخندى بگويند: «متشكرم.» اما با گفتن جملاتى از قبيل: «منظورت از اين حرف چيه؟» يا «دارى مسخرهام مىكنى؟» يا «شانس آوردم» خودشان را نفى نكنند.
بپذيريد كه ارزشمند هستيد و در زمينههاى عملكردتان قابل تقدير. حسنجويى سالم از خويشتن سبب حسنجويى عميقتر از ديگران و از خودِ زندگى مىشود و حساسيت و شعور و آگاهى عميقترى را در انسانها پرورش مىدهد.
3- نگرش مثبت را در اولويت قرار دهيد
هر دختر جوانى بايد تلاش نمايد منظورش را و آنچه را كه مىخواهد يا نمىخواهد به نحوى مثبت بيان كند و نه به شيوهاى منفى. هر دختر جوانى هر روز بايد با خود تأمل نمايد كه ذهن خود را بهتر است بيشتر در چه راهى به كار گيرد؟ چه مقدار از وقتش در آرزوى بيشتر داشتن صرف مىشود و يا در غم و غصه خوردن براى روند امور تلف مىشود. همين اصل در معاشرتهاى اجتماعى نيز صدق مىكند. اغلب آنچه موجب تيرگى روابط اجتماعى مىشود و مسئله مىآفريند اين است كه ذهن خود را بر معايب و كاستىهاى ديگران متمركز مىكنيم. مىتوان گفت گذشت و رحمت، والاترين پيروزى انسان است زيرا روشنبينى واقعى را در عمل متجلى مىسازد و به اين دليل است كه پيشوايان و آموزگاران بزرگ دينى و اخلاق، توانايى آدم در گذشت و رحمت را يك اصل آموزنده و چراغ راهنما در راه زندگى مىدانند. در نهايت، بايد گفت نگران كارها نباشيد. خداوند فاعل يكتاست. اگر اراده و خواست خدا اين است، پس بگذاريد كارهاى او از طريق شما انجام شود. پس بايد آرام بود و هر نفسى كه برمىآوريم پيشكشى به او باشد.
منبع:پيام زن >> شماره ( 162 )
اللهم عجل لولیک الفرج

">

