تبليغاتX
(حامیان مردمی احمدي نژاد( یاران  عدالت نگين شهرقم حضرت فاطمه معصومه (س)



بسم الله

حرف اول:اميد

سلام عزيزدل !

هرکجاي اين دنياي پهناور که هستي بدان دلم خيلي برايت تنگ شده !....،آن لحظه  كه درجوارحرم مطهرحضرت عبدالعظيم حسني (ع)برسرسجاده و با چشمان اشکبارديدمت که چگونه براي تخريب حرمين عسکريين با بغضي چندهزارساله درگلوبه من نگريستي و گفتي برايم دعاکن .......

من هم  همراهت گريستم و .... خدامي داند که چقدربرايت دعاکردم اما هنوزدعاهايم اثرنکرده است ....

دليلش رانمي دانم  اماتوخوب مي داني که چرا اين سالها دعاهاي من و دوستانم  ديراثرمي کند.......

حال که اين روزها عليه خودم انقلاب کرده ام و قتي که هيچ واژه اي براي گفتن و نوشتن برايم  يافت

 نمي شود تنها واژه ماندني "اميد "است که مرابراي آمدنت به تلاش وادامه اين مسيرپر فرازو نشيب وامي دارد.

اميد به خدا،اميد به آمدنت،اميد به ديدن دوباره ات......

کاش برگردي ،کاش بيايي،چقدر لحظه هاي انتظاربرايم سخت مي گذرد اما،نيک مي دانم که روزي سبز خواهي آمد شايدآنروز آدينه باشد وشايد...کسي جزخدانمي داند که چه روزو چه وقت خواهي آمد  ،اما همينقدرمي دانم که توهم دلت برايم تنگ شده ، ومي دانم که از اين  همه دلتنگيهاي من  باخبري ...

بازهم مي گويم  مولاي من !خداکندکه بيايي....دلم برايت خيلي تنگ است........

حرف دوم:دربين الحرمين سبزبه طواف عشق آمده ام!اما دلم رابا همه ناديدني هاو باهمه دلتنگيها

درقم جامي گذارم...

اينجا ايران است .کشورصاحب الزمان عج.شهري باصفا دارد به نام قم.

براي چندشب به زيارت حضرات عشق مي روم.اينجاشهرقم است . ،شهري که دونگين گرانبها دردل خويش به يادگار دارد که زائران حرمشان چونان پروانه شب و روزبه طواف عشق مي آيند. شهر دارالفضلا و علماي جهان اسلام ،مرکز تشيع و تبليغ ودارالعلم  مقدس با مدرسه فيضيه و حوزه توانمند علميه ،شهرقم ،شهرکريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه (س)است.تنهادلخوشي ما براي نديدن مزارمخفي مادرمان حضرت فاطمه زهرا(س) همين مزارمطهر کريمه ومحدثه اهلبيت عليه السلام است  که دلهايمان راتسکين مي دهد وکمي آنسوتراز فرازگلدسته ها وحرم مطهرش گنبد سبز و نوراني مسجد جمکران به چشم مي خورد .فقط کافي است لحظاتي دراين بين الحرمين سبزبا چشمان دل و بصيرت، دلت را به طواف عشق ببري ومي بيني که ازحرم بانوتاحرم مولاي سبزپوش هيچ فاصله اي درميان نيست!....اما...درهمين شهرقم وحتي درجوارحرم چشمانت گهگاه به گناه آلوده مي شود...چيزهايي عجيب مي بيني که اگربداني اين تصاوير دل کريمه اهلبيت و دل مولايت را به درد مي آورد هرلحظه حاضري هزاربارجان بدهي اما يک لحظه ناراحتي مولارانبيني....

اينجاشهرقم است!شهر کريمه اهل بيت...شهرمولاي سبزپوش....فرقي نمي کند که اماممان کجا اقامت دارد مهم اينست که دراين شهرنشانه هايي ازخود دارد  که مشتاقان کويش هرلحظه و هرساعت درتمامي ايام سال بيشترمي شوند،ومولانيز به اين شهرومکان هاي مقدس سرمي زنداما.....وقتي به قم و جمکران مي روي درمسيرزيارت  هرروزناخواسته  شاهد تصاويري هستي که مي ماني چه کني و چگونه برخوردکني ...شهري که به عنوان الگوي نمونه درسطح جهان اسلام مطرح است و حتي اخيراتوجه غيرمسلمانان و حتي دشمنان اسلام رابه سمت خود جلب نموده که درصدد تبليغات وسيع غيراسلامي براي اين شهرهستند  امادر اين شهرمعايب و تصاويري مخصوصا در مناسبتهاوايام ويژه به چشم مي خورد که جاي بحث و کارکارشناسي دارد به عنوان نمونه بانوان محترمي (زائر و حتي همسايگان حرم)رامي بيني که لحظاتي با چادربه حرم مي آيند با عشق زيارت مي کنند.

نمازمي خو.انند دعامي کنند اما...هنوز چندلحظه ازبيرون آمدنشان ازحرم نگشته که آرزومي کني نابيناشوي اما چشمت به چهره آرايش کرده و پوشش بسيار زننده شان نيافتد .سپس کافي است فقط لحظاتي ديگرناخودآگاه درپي شان روانه شوي ،مي بيني به بازارمي روند و باهزارعشوه و ناز با مردنامحرم که براي کسب روزي حلال به اشتغال مشغول است مراوده مي کنند و به خريد مشغول مي شوند...و اون بنده خداراهم به گناه واميدارند....وعين همين ماجرابراي بعضي آقايون مخصوصا با نگاه آلوده به نامحرم و حتي عدم رعايت نکات مثبت اخلاقي و رفتاري هم تکرارمي شود ....فکرمي کنيد بانوي بي قرينه و مولايمان با اينکارراضي هستند؟آيا دعا و زيارت و رازو نيازشان مورد قبول درگاه حق قرارمي گيرد؟....آيا با گران فروشي ها و اسراف  و رباخواري و غش درمعامله و بدحجابي و آرايش غليظ وخريد و فروشهاي کالاهاي غيرمجازو حتي البسه هاي بدون پوشش اسلامي که فقط هدف ترويج فرهنگ غربي ر ادارندورواج خرافات وکارهاي ديگر...درجوارحرم و درسطح شهرقم وحتي مسجد مقدس جمکران باعث آمدن مولايمان مي شود؟(نمونه همينهارادرشهر تهران و شهرري درجوارحرم امام خميني(قدس سره) و حضرت عبدالعظيم حسني (ع) مشاهده نمودم)....خدامي داند چقدردراين سفر باديدن چنين تصاويري متاثرشدم.....خانواده هايي راديدم بسيارمرفه و چقدردرکنارمسجد مقدس جمکران ريخت و پاش کردندو چقدر در آذوقه اسراف نمودند اما...در چندقدمي آنان زن وفرزنداني راديدم که محتاج يک شام مختصربودند...خدايا نمي دانم به چه دليل به اين مکان پناه آورده بودنداما وقتي حجاب کامل آن مادرراديدم و چشمان فرزندانش راکه معلوم بود دوسه شب نخوابيده اند اما دست به سمت کسي درازنمي کردند که حتي  تکه اي نان بگيرند....دلم به درد آمده بود!ولي براي مادرنمونه دردلم دعاکردم.در چندقدم آنطرف تر مغازه هاي اطراف را نگريستم که چقدر گرانفروشي مي کردند اما چشمان خودرابراي لحظاتي بازنمي کردند که تصاوير پيرامونشان رابنگرند...فکر نمي کنند آقايمان ازاين کارشان ناخرسند باشد؟ ازکجامعلوم که مولا بياييد و اين مغازه هاي لوکس راتخريب نکند؟!ازکجا معلوم که وقتي بيايد حتي لحظه اي به آنان نگاه کند...مسجدروزبه روزدرحال گسترش است .دربهاي ورودي بسياربرايش ساخته اند.بلندترين گلدسته هارابرايش فراهم کرده اند هنوز نيازبه ساخت وسازداردوخدامي داند چقدرهزينه بايد صرف مهياکردنش نمايند. اما واقعا مولايمان دستوربه ساخت مسجدي داده است که همسايه هاو زائران مسجد حتي براي لحظاتي و شبي بدون نان بخوابند؟واقعا مولايمان ازاينکارراضي است؟روزبه روزبرخيل مشتاقان مسجد و آقا افزوده مي شود...هرسال درچندين ايام مختلف مسجد پذيراي زائران مولاست اما يکبارنشد که ازاين زائران مشتاق و چشم انتظارحضرتش بپرسند چقدربراي امدنش آماده هستند؟فقط شاهد دعاو زيارت و نماززائران هستيم و بعدکه به شهرهايشان بازمي گردند مسجدمي ماند با عدم رعايت بسياري از چيزهايي که دل مولارابه درد

مي آورد!.....چيزي نگفتن بهتراست تانشکنددلدارمن.....

حرف سوم:روزتبليغ وبه ياد رادمرد قبيله ايمان

روزتبليغ واطلاع رساني وسالروزتاسيس سازمان تبليغات اسلامي گرامي باد.جاي دارد ازهمه دست اندرکاران اين نهاد مردمي بخصوص مبلغان و مبلغه هاي محترم تشکروقدرداني کنيم اما براي آمدن و ظهور مولا هنوز بسيارکارهاي ديگروتبليغات مثبت هست که نيازبه مددمردم دراين نهاد عظيم دارد.همچنين سالروزشهادت رادمرد قبيله ايمان شهيد دکترمصطفي چمران راگرامي مي داريم .اميد آنکه راه همه شهداي اسلام و انقلاب اسلامي و سالهاي دفاع مقدس به نيکويي ا دامه يابد و بتوانيم به درستي حق شهدارا اداکنيم و خاطره ها و رشادتهاو دلاورمرديهايشان را زنده و پايدارنگه داريم.

حرف چهارم:ميلاد نور

ميلاد بانوي دوعالم حضرت فاطمه زهرا(س) و ميلادامام خميني (ره)نزديک است.

ضمن تبريک فرارسيدن  ميلاداين دومولودخجسته به شمامحبان اهلبيت (ع)از شماو مخصوصا خواهران محترم مي خواهم که حرمت هفته فاطمي را به نيکوئي نگه دارند و  بيش ازپيش کاري کنند که آن بانوي نمونه اسلام را سرمشق واقعي خويش درزندگي قراردهند تابه نيکوئي بتوانيم باهم به زيارت مولادر روزموعودنائل شويم.

حرف آخر:دعايت مي کنم مولابيايي...

خدايا مسافرماديرکرده...مارامددنماکه کاري کنيم مولايمان ازماراضي شود و به مدد و کمک تواي خداي

 بي همتاهرچه زودتربيايد.دلمان خيلي برايش تنگ شده است.خداياکمک کن مولابيايد.

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 خرداد1387;ساعت ;  توسط محدثه اهلبيت (ع);  | 


بسم الله

سلام برحضرت اباصالح المهدی عج

سلام بر حضرت فاطمه معصومه (س)

سلام بر همه انبیائ واولیائ و ائمه اطهار

سلام بر بانوی دوعالم حضرت فاطمه زهرا(س)

 

زیارتش بهانه نمى خواهد !

سرت را به شیشه پنجره تکیه داده اى. ماشین از پلیس راه مى گذرد و هر لحظه به شهر نزدیک تر مى شود، دلت بهانه مى گرفت، هواى او را کرده بود که پا در سفر گذاشتى از لحظه اى که ساک را بسته اى و راه افتاده اى هر لحظه بى تابتر شده اى از بلنداى جاده به شهر خیره مى شوى نگاهت از روى ساختمان ها مى گذرد. چشمان تشنه ات در التهاب عطش مى سوزند. چیزى را مى کاوند که خود نمى دانى، دلت گواهى روشنى مى دهد. در تابش نور آفتاب تشعشع خیره کننده «گنبد طلایى» حرمش چشمانت را به آتش مى کشد. نگاه تشنه ات بر روى گنبد قفل مى شود، مى ماند. گویى به آنچه مى طلبیده رسیده است...

 

مطاف ملائکه الله

جذبه محبت کریمه، امان فکر کردن به غیر را از تو گرفته است. هنوز نگاهت خیره به گنبد است و «گلدسته ها» که آواى «ربنا» از قنوتشان جارى است. توان ایستادن ندارى، تا لحظه اى دیگر بر دروازه حرمش خواهى بود.

بیقرار، بیخود از خود، دل هواى پرواز مى کند، بى تاب از ماندن. چشم ها بهانه باریدن مى گیرند. زبان زمزمه نیایش پیدا مى کند و دست هایت تشنه قنوت دعا مى شوند. ضرب اهنگ قلبت با پایت درهم مى آمیزد, کسى تو را به خود مى خواند...

 

اذن دخول

 

بر آستان درکه پا مى گذارى بى اختیار دلت مى لرزد. حس مى کنى در دریایى از نوز غوطه ور شده اى. «صحن و سراى» با صفایش روح تو را سرشار از لطافت و مهر مى کند. نگاهت از لابه لاى گلدسته ها مى گذرد. نسیم هر لحظه بر «پرچم سبز» گنبد طلایى اش بوسه مى زند.«کبوتران حرم» این ساکنان همیشگى دسته دسته بر گرد حرم طواف مى کنند و به او سلام مى دهند. دست بر سینه مى گذارى، صداى هق هق قلبت را مى شنوى. چشمانت خلسه خود پر چشم سبز را زیارت مى کنند و بى اختیار اشک ورود به حرمش را از خدا و پیامبر و ملائکه الله و خود کریمه مى طلبى،چرا که ورود به این مکان مقدس بى اجازه نشاید.

 

دیگر تاب ایستادن ندارى، وارد مى شوى و خود را در جارى آب حرمش تطهیر مى کنى...


 

ضریح،لحظه اى تا بى نهایت...

کفش هایت را که به «کفش دارى» مى سپارى دیگر خودت نیستى که پیش مى روى. اکنون لبریز از شور و عطشى. تشنه اى هستى که هر لحظه به آب نزدیکتر مى شود. اما تو هر چه از دریاى عشق اهل بیت بنوشى تشنه تر خواهى شد. نگاهت از لابه لاى نور«چلچراغ سبز وسرخ وزرد» که چون ملائک دور تا دور «رواق ها» صف کشیده اند مى گذرد و بر روى «ضریح» قفل مى شود. قلبت به هم فشرده مى شود و یک لحظه از حرکت مى ایستد! دل و دیده از اختیار بیرون مى رود و بر زبانت جارى مى شود:

 

السلام علیک یا بنت رسول الله(صلى الله علیه و آله وسلم) ...

 

در ازدحام جمعیت گم مى شوى و بى اختیار به طرف ضریح کشیده مى شوى. شرمنده و خجل از اعمالت اما امیدوار به «شفاعتش» پا پیش مى گذارى. فریاد در حنجره ات خشکیده و غمى غریب روى دلت سنگینى مى کند. ناگفته هاى زیادى دارى که فقط به او مى توانى بگویى. نفست بند آمده است. دستت را به پنجره ضریح گره مى زنى. جاذبه اش تو را به نزدیک تر مى خواند .پیشانى ات که سردى ضریح را مى چشد با تمام وجود او را حس مى کنى. بوى عطر و گلاب از خود بى خودت مى کند.

 

داغ دلت آرام از جا کنده مى شود واز لابه لاى «مشبک هاى ضریح» داخل «مرقد» مى شود , کنار«پارچه سبز» روى مرقد مى نشیند و آن را به چشم مى کشد و مى بوسد. حالا دیگر دل و زبانت دست به دست هم داده اند و با چشمانت هم آوا شده اند. هر چه بلدى زمزمه مى کنى به تمام اولیا متوسل مى شوى آن ها را شفیع مى آورى و زبانت با تک تک واژه ها زیارتنامه معاشقه مى کند و دلت ناگفته هایش را بیرون مى ریزد.آتشفشان چشمانت مى جوشد و سیلاب اشک به پهناى صورتت مى دود حس مى کنى که پوسته قلبت ترک برداشته است در امتداد این لحظه هاى سرخ و سبز احساس غریب اما خوش به تو دست مى دهد. «دستى سبز» از شبکه ضریح بیرون مى آید، نوازشت مى کند و دلت را لبریز از نور مى کند. لبریز از کوثر کریمه. دوست دارى که سال ها در همین لحظه بمانى و این لحظه به بى نهایت متصل شود...

 

با تربت کربلا

 

نسیم ملایمى می وزد و مشامت را سرشار از عطر «گل محمدى» مى کند. احساس سبکى خاصى مى کنى و طرف «بالا سر مبارک» کشیده مى شوى. «تربت کربلا» را جلویت مى گذارى و تکبیر مى گویى. تربت کربلا هم در این جا بوى دیگرى دارد. دلت براى یک جرعه «زیارت عاشورا» لک مى زند. عاشورا! این سرخ ترین روز تاریخ...

مى روى اما...

 

نه! چطور دلت مى آید این جارا ترک کنى. این جا قطعه اى از بهشت است. اى کاش مى توانستى همیشه این جا بمانى!مى روى اما نه آن که آمده بودى. سبک، راحت، رها، عجیب حالتى دارى، گویاکه در آسمانى و برابر ماه پا مى گذارى. و دلت تاریک! نه، روشن، مثل خورشید، سفید چون برف، آبى تر از آسمان، سبز، سبزتر از بهار. مى روى به امید این که دوباره خیلى زود برگردى و سلامش کنى. هر لحظه بر مى گردى وبه پشت سر نگاه مى کنى. گلدسته ها تو را به خود مى خوانند و کبوترى بر بلنداى «ساعت حرم» در امتداد نگاهت مى نشیند. کاش تو هم یک کبوتر بودى. یک کبوترحرم!...

 

کریمه، کوثر کویر...

 

و معصومه معصومه است. فاطمه،محدثه، کریمه اهل بیت، کوثر کویر و قبله همه دل هاى شیفته ولایت، آشناى دور و نزدیک و بزرگ و کوچک. دختر هفتمین و خواهر هشتمین خورشید ولایت، زیارتش بهانه نمى خواهد که حرمش خانه محبان است و حریمش کعبه عاشقان. و عشق عشق است مسلمانى و زندیقى نیست. آنان که هر روز جرعه جرعه «اکسیر ولایت» را از جام مشبک هاى ضریحش مى نوشند دورى او را نمى توانند تحمل کنند در جوارش سکنا مى گزینند تا جان هاى عطشناک و کویرى خود را از محبت او سیراب کنند. حال که به قبربی نشان حضرت فاطمه (س) دسترسی نداریم مرقدمطهراین بانو چونان نگینی دردل شهرقم و درکشورصاحب الزمان می درخشد وامانت گرانبهایی است برای ما.مکانی است که محل رفت وآمد مولایمان مهدی صاحب الزمان عج است و محل فرودامدن و زیارت فرشتگان الهی و ارواح مطهر انبیا و ائمه اطهار(ع)است. خدا کند قدر این بانو را بدانیم

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 خرداد1387;ساعت ;  توسط محدثه اهلبيت (ع);  | 


بسم الله

سلام بر ام ابیها

سلام برتوای چراغ فروزان خانه ولایت!سلام برتوای اولین شهیدراه پرفیض امامت!سلام برتو ای فاطمه که به کلماتی چون معرفت،عشق،علم،فداکاری،شجاعت،عفت،عصمت،وطهارت،وتمامی صفات متعالی،روح بخشیدی وحقیقت وجودی آن هارا نمودارساختی.

ای فاطمه ی عزیز!وای عزیز وپاره ی تن رسول خدا(ص)!چگونه می توان دفاع شجاعانه ی توراازحریم امامت وولایت فراموش نمود؟چگونه می توان فریاد پرخروش وباصلابت تورادردفاع ازولی خدا(ع)درحریم مسجد ودرکنارمرقد شریف رسول خدا(ص) فراموش کرد.

ای سیده نساء العالمین!تونه تنهامحدَثه بلکه محد ِثه بودی.

تونه تنهاهمسرولی خدا،که دختررسول خدا(ص)ومادر اولیاءخدا(ع)بودی.تونه تنها همتای بی همتای علی،که ام ابیهابودی.

توهمه حقیقت بودی وبالاخره حلقه تکمیل کننده ی زنجیرباصلابت رسالت وامامت بودی.

زنجیری که ولایت مداران طریق قرآن وعترت(ع) باتمسک به آن به قرب ورضوان عبودیت حق می رسند،" فقداستمسک بالعروة الوثقی".

درایام شهادت توای مخاطب وحی!ماهمگی به سوگ می نشینیم ونه تنها برمظلومیت تو،که برمظلومیت ولایت وامامت اشک می ریزیم ودرانتظار روزی هستیم که انتظار فرج فرزندت به سرآید وقدر ناشناخته ات آشکارگرددوپرچم حکومت مهدی موعود(عج) درتمامی گیتی جهت متجلی ساختن مضامین عالی مکتب وحی،به اهتزازدرآید.

+ نوشته شده در  شنبه 18 خرداد1387;ساعت ;  توسط محدثه اهلبيت (ع);  |