به نام خدا
سلام بر مهدی فاطمه عج

دلم نذرغربتت آقا
یاعلی بن موسی الرضاعلیه السلام
جاده ها کی به تو میرسند تا نگاه بیابانگردم را از کویر به باران برسانند؟
شاه غزل! عاشقانه تر از غزل میآیم...
سالها قبله و دل،سالها سماجت عاشقانه.میدانی من به اوج
دوست داشتن رسیده بودم.
و به قداست عشق تو که قلبم را میسوزاند هنوز هم بیتاب بیتابم.
باور نمی کنی که سکوت بیچارهام می کند باور نمیکنی
که میل سوختن دارم؟!
به تو میرسم خیالم پر از حضور توست،زمستان را پشت سر جا
میگذارم.خستگیهایم را میگیرد،غربت نوازی میکنی و
من دل را نذر غربتت میکنم.
حالا به تو رسیدهام.تازه میشوم سر در آغوش پنجره میگذارم
صدای بغض پاره پارهی من است که سکوت را برش میزند.
دستهایم را آئینه میکنم زلال و شناور...نگاه کن بال کبوتران از باران اشک
خیس است.
دلم میخواهد نگاهم کنی این آخرین نقطهای است که دوست دارم
در آن غرق شوم.
صلی الله علیک یا علی ابن موسی الرضا یا ضامن آهو!

بر روي رضا شمس امامت صلوات
بر شافع ما روز قيامت صلوات
در شام ولادتش که شادند همه
بفرست بر اين روح کرامت صلوات

در گوشهاي ز صحن تو قلبم نشسته است
دل طوقِ الفتي به ضريحِ تو بسته است
چون ذرّه بر ضريحِ تو اي روح آفتاب
ما را قبول کن که دلِ ما شکسته است

بسم الله
فرارسیدن میلاد حضرت امام رضا علیه السلام برشما خوبان مبارک باد.
چهل نکته خواندنی در مورد حرم مقدس رضوی

نكته1
در سال 203 و به قولى 202 هجرى قمرى كه حضرت رضا علیه السلام در طوس به شهادت رسیدند بدن مطهر آن امام همام را در باغ حمید بن قحطبه و در كنار قبر هارون خلیفه عباسى به خاك سپردند و نخستین بناى حرم مطهر همان بقعه هارون الرشید است كه بعدها حرم را روى دیوارهاى قدیمى آن بنا نهادند و از آن به بعد طوس به مشهد الرضا تغییر نام یافت.
نكته2
در سال 400 هجرى قمرى به دستور سلطان محمود غزنوى بناى بقعه و حرم تجدید بنا و منارهاى بر آن افزوده شد و پس از آن در زمانهاى مختلف اقداماتى به مرور صورت گرفته است .
نكته3
سنگ مرقد نخستین كه برای مشخص نمودن مدفن امام بر زمین نصب شده، سنگ بنای ساخت ضریح هم بوده است. آنچه مسلم است تا قرن هشتم هجری قمری ضریحی بر مضجع شریف نصب نبوده است.
نكته4
در ابتدا حرم مطهر به صورت بنایی ساده، با مصالح ویژه آن دوران بنا شده بود، چنانکه بقعه مطهر تنها یک در ورودی ساده در پیش روی مبارک داشت و دارای تزئیناتی مختصر به سبک آن زمان بود.
نكته 5
مشهور است كه از زمان صفویان گذاشتن ضریح بر مرقد امام مرسوم شده است و برخی احتمال دادند كه ساخت ضریح از عصر تیموریان متداول گشته است.

نكته6
28 هزار لامپ در حرم امام رضا علیه السلام روشن میباشد، که اکنون علاوه بر 28 هزار شعله برق، شش هزار لوستر نیز در ابعاد مختلف و با قدمتهای طولانی مورد استفاده قرار گرفته است.
نكته7
ضریح اول، ضریحی چوبی بوده، با تسمههای فلزی و پوششی از صفحات طلا و نقره. این ضریح در زمان شاه طهماسب صفوی یعنی سال 957 هجری قمری ساخته و بر روی صندوق چوبی مضجع منور نصب میشود. در سال 1311 همزمان با تعویض صندوق به دلیل فرسودگی پایهها ضریح برچیده شده، پوشش طلا و نقره و جواهرات آن از چوبها جدا و به خزانه آستان قدس منتقل میشود.
نكته8
ضریح دوم، ضریحی بوده فولادی مرصع، معروف به ضریح نگین نشان. این ضریح در سال 1160 به دستور شاهرخ فرزند رضا قلی میرزا نوه نادرشاه ساخته و به وقف بر فراز مرقد شریف نصب میشود. ضریح فولادی یا ضریح نگین نشان سقف نداشته، پنجرهها و شبكههای چهار طرف آن دارای گوی و ماسورههایی بوده است كه با نگینهای كوچك یاقوت و زمرّد تزیین یافته و تعداد آنها به 2000 بالغ میشده است. به دلیل وضعیت ویژه این ضریح ذیلاً به عین كتیبه آن اشاره میشود. «نیاز رحمت ایزد مستعان، و تراب اقدام زوّار این آستان ملك پاسبان، سبط سلطان نادر شاه الحسینی الموسوی الصفوی، بهادرخان به وقف و نصب این ضریح و قبههای مرصع چهار گوشه ضریح مقدس مبارك موفق گردید. ( سنه 1160قمری) »
نكته9
در زمان تولیت میرزا سعیدخان برای مصون ماندن نذورات داخل ضریح دوم ، شبكه و پوشش طلایی روی ضریح منور قرار میگیرد، و بدین ترتیب سقف آن پوشش مییابد. این ضریح به دلیل وقف دائمی بودن تا قبل از شروع عملیات جایگزینی و نصب اخیر ضریح مطهر جدید یعنی پنجمین ضریح بر مضجع شریف و زیر ضریح پیشین قرار داشت. ضمن عملیات اخیر محل نصب این ضریح تغییر یافت و به قسمت تحتانی حرم مطهر منتقل گردید.
نكته10
در عصر پادشاهی فتحعلی شاه قاجار ضریحی فولادی و ساده به ابعاد (3×4) و ارتفاع 2 متر ساخته و روی ضریح نگین نشان (ضریح دوم) نصب میشود که در اصل ضریح سوم محسوب میشود.
نكته11
سقف ضریح سوم با چوبهای طلاكوب پوشش داشته و در سمت پایین ضریح در كوچك مرصعی قرار داشته است. به دلیل كوچكی و غیر مناسب بودن این ضریح پس از مدتی برداشته شده و به جای آن ضریح چهارم نصب میگردد. در حال حاضر این ضریح در موزه مركزی آستان قدس رضوی در معرض تماشای بینندگان قرار دارد.

نكته12
ضریح چهارم ضریح ملمع یا ضریح طلا و نقره، معروف به شیر و شكر است، این ضریح در سال 1338 بر روی ضریح نگین نشان یا ضریح دوم نصب میگردد.
نكته13
طراحی ضریح چهارم توسط مرحوم استاد حافظیان انجام یافته و تحت نظارت ایشان كار اجرا و قلمزنی توسط مرحوم استاد هنرمند حاج محمد تقی ذو فن اصفهانی انجام گرفت.
نكته14
ضریح چهارم دارای 05/4 متر طول و 06/3 متر عرض و 90/3 ارتفاع و 14دهانه به نشان چهارده معصوم بوده است. اضافه بر بهرهبرداری از طلا و نقره و جواهرات .
نكته 15
پایهها، ستونها، كتیبههای سیمین با نقشهای مختلفی در نهایت مهارت قلمزنی شده بود. بین هر دو زاویه از پنجرههای ضریح مقدس یك صفحه بیضی شكل از طلا، كه مجموعاً به هیجده عدد میرسید و هر یك به وزن تقریبی پنجاه مثقال بود احادیثی درباره فضیلت زیارت حضرت رضا علیه السلام به خط حاج شیخ احمد زنجانی معصومی كتیبه نوشته شده است .
نكته 16
بر روی هر یك از دهانههای ضریح مقدس، از سمت پیش روی مبارك اسمی از اسمای چهارده معصوم علیهم السلام بر صفحهای فیروزه نشان از طلا و به خط ثلث و به قلم مرحوم حاج شیخ احمد زنجانی معصومی مكتوب بود. در بالای صفحات بیضی شكل، كتیبهای از نقره به طور برجسته، سوره مباركه هل اتی را به قلم همان كاتب در برداشت.
نكته 17
در چهار گوشه ضریح چهار خوشه انگور به عنوان نمادی از نحوه شهادت حضرت قرار داشت. بالای كتیبه سوره مباركه «یس» و بر لب ضریح چهل و چهار برگ از نقره ملمع بین چهل و چهار گلدان ملمع نصب شده بود كه بر روی صفحه مدور و محدب هر یك از آنها اسمی از اسمای حسنی الهی به طور برجسته و به خط ثلث و به رنگ سفید در زمینه لاجوردی مكتوب بود.

نكته 18
پس از گذشت بیش از چهل سال از نصب ضریح پیشین موجباتی همچون فرسودگی، و سست شدن پایهها و ساختار ضریح و ساییدگی پوشش و روكشهای نقرهای و طلایی آن، ساخت و نصب پنجمین ضریح را ضروری مینمود.
نكته 19
به دستور مقام معظم تولیت آستان قدس رضوی حضرت آیة الله واعظ طبسی، از سال 1372 مطالعات و بررسیهای مقدماتی ساخت ضریح آغاز گردید، و به دنبال آن طرحهای متعددی از طرف هنرمندان نامی كشور ارایه شد و نهایتاً توفیق طراحی ضریح نصیب استاد برجسته نگارگری كشور جناب آقای فرشچیان گردید.
نكته20
به منظور ساختن آخرین ضریح نخست بر اساس طرح موجود پایهها و ساختار ضریح كه تركیبی از كار آهنگری و نجاری است توسط واحدهای مربوطه در آستان قدس رضوی در نهایت استحكام انجام گرفت و ساختاری مركب از آهن و فولاد و چوب گردو برای نصب روكشها و پوشش طلا و نقره ساخته شد.
نكته21
با آماده شدن طرح استاد فرشچیان كار قلمزنی و زرگری و به عبارت دیگر اجرای طرح كه اساس كار ساخت ضریح و صورت پذیری آنست از تاریخ 12/11/75 تحت نظارت عالیه هنری استاد فرشچیان شروع شد و از میان چند نفر از هنرمندان قلمزن همچنان توفیق كار قلمرنی ضریح مطهر، نصیب استاد خدادادزاده اصفهانی گردید.
نكته 22
پس از چهار سال با كار بی وقفه روزانه و بعضاً شبانه و همچنین با كار متوسط روزانه شش نفر در كمال ظرافت و امتیاز هنری و در نهایت صلابت و استحكام كار قلمزنی پایان یافت و ضریح برای حمل و نصب آماده گردید. از ویژگیهای ضریح مطهر جدید، ضخامت پوشش نقرهای آن است كه حتی بعضاً به بیش از سه میلیمتر میرسد.

نكته 23
عملیات اجرایی برچیده شدن ضریح پیشین و نصب پنجمین ضریح از شامگاه روز شنبه 21/10/79، پس از مراسم غبارروبی آغاز گردید، و با هماهنگی كامل نیروهای فنی - تخصصی مورد نیاز به طور متوسط روزانه هفتاد نفر در سازمانی منظم و منسجم با تقسیم كار و تعیین مسئولیت هر یك از بخشهای عملیاتی و مدیران مربوطه طبق جدول زمانبندی شده، تحت مدیریت جناب آقای مهندس مهدی عزیزیان، مدیر عامل سازمان عمران و توسعه حریم حرم امام رضا علیه السلام به مدت پنجاه روز جریان خود را طی نمود. كار بنای عشق و كعبه مقصود، و فراز آمدن معبد خورشید در فضایی معنوی و شورانگیز آغاز شد.
نكته 24
محدوریت وقف به نصب بودن ضریح و عدم جواز شرعی انتقال آن از یك سو و از طرف دیگر، وجود موانع و مشكلات جدی فنی و معماری بر سر راه استحكام سازی پایههای نصب ضریح جدید موجب گردید تا پس از بررسی و مطالعات زیاد چاره كار به انتقال ضریح به قسمت زیرین حرم مطهر و نصب محاذی اطراف مضجع شریف دیده شود.
نكته 25
از جمله اقدامات اساسی دیگری كه همزمان با نصب ضریح مطهر صورت پذیرفت، بتون ریزی و كف سازی و مفروش نمودن كف حرم مطهر با سنگهای مرمر بسیار نفیس همراه با كانال كشی و برقراری سیستم تهویه و هوا دهی زمینی و دیواری است، و نیز مرمت آیینه كاریها و كاشیكاریها و كتیبههای روضه منوره از جمله دیگر اقداماتی بود كه در جریان عملیات نصب ضریح به آن مبادرت شد.
نكته 26
سنگ پلاك پیشین مضجع، كه مركب از 12 قطعه سنگ بود برداشته شده، به موزه مركزی آستان قدس رضوی انتقال یافت، و به جای آن سنگ نفیس مرمر یكپارچه به طول 20/2 و عرض 10/1 و ارتفاع 90 سانت كه در نهایت جلا و صفا و زیبایی حجاری شده بود نصب گردید.

نكته 27
در اطراف ضریح مطهر به نشانه چهارده معصوم چهارده دهانه به شكل محراب طراحی و اجرا شده است. سیر نقشها و جهت قوسهای آن یكدیگر را همراهی و تكمیل كرده، و مدار یگانه آنها كه نهایتاً به مركز و نقطه واحدی میرسد، تداعی كننده اصل اصیل عرفانی مشاهده وحدت در كثرت و كثرت در وحدت میباشد، و نیز وحدانیت ذات باریتعالی و قائمیت و بازگشت پذیری كائنات و ممكنات را به او متجلی میسازد.
نكته 28
در هشت لچكی چهار گوش ضریح مطهر، به سبك هنر اصیل ایرانی، از گل آفتابگردان كه نمادی از شمس الشموس كه یكی از القاب امام رضا علیه السلام است نقشهایی تعبیه شده است. در اطراف ضریح مقدس گلهایی پنج و هشت برگی به نشانه خمسه طیبه و هشتمین امام طراحی و اجرا شده است.
نكته 29
دو سوره مباركه «یس» و «هل اتی»، در بالای ضریح مطهر به صورت كتیبه دور تا دور ضریح نوشته شده است. طول كتیبه بالایی یعنی سوره مباركه «یس» دارای 66/17 و عرض 18 سانتیمتر و طول كتیبه «هل اتی» 76/16 و عرض آن 14 سانت میباشد، هر دو كتیبه و دیگر خطوط بیرونی و داخلی ضریح مطهر كه مشتمل بر آیاتی از كلام الله مجید و اسمای حسنی الهی و نامهای حجج خداوندی است، در كمال قوت و استحكام توسط خوشنویس نامی جناب آقای موحد نوشته شده است.

نكته30
برای اولین بار پوشش داخلی ضریح مطهر، سقف و دیوارهای آن با نقش و نگارها و كتابت اسماء الهی، با خاتمكاری یه طرز بسیار بدیع و زیبا تزیین یافته است. طراحی نقوش داخل ضریح مطهر، توسط استاد فرشچیان انجام یافته، و اجرا و یا خاتمكاری توسط استاد هنرمند كشتی آرای شیرازی و همكارانشان صورت پذیرفته است.
نكته31
ضریح مطهر جدید حدود 12 تن وزن داشته، ضخامت پوشش نقرهای و طلایی آن و اتصال روكشهای بدون پیچ یكی از ویژگیهای این ضریح است. طول ضریح 78/4 و عرض آن 37/3 و ارتفاع آن با محاسبه سنگ پایه 96/3 متر میباشد.
نكته32
حرم مطهر مجموعهای است تقریباً مدور، كه مركز آن مضجع منور امام ابوالحسن الرضا علیه السلام قرار دارد. همچنین حرم مطهر كه گنبد درخشان و طلایی برفراز آن قرار دارد، تقریباً در مركز بناهای آستان مقدس واقع شده، و از نقطه نظر معماری و هنری بسیار بدیع و استوار، و زیبا و دل انگیز است.
نكته33
سالانه در این حرم مطهر بیش از 700 هزار مُهر نماز مورد استفاده و جایگزین مُهرهای شکسته و کثیف میشود.

نكته34
نامهای حرم مقدس امام رضا علیه السلام به ترتیب ذیل میباشد:
آستان ملائك پاسبان - ارض اقدس - بقعة مباركه - حرم مطهر - روضة رضویه - روضة مقدسه - روضة منوره - عتبة عالیه - قبلة هفتم - كعبة آمال - مرقد ملكوتی - مرقد منور - مضجع شریف - معین الضعفاء.
نكته 35
سقف حرم دارای دو پوشش است، پوشش اول: كه از زیر مشهود است، به صورت مقعر و مقرنس بوده، ارتفاع آن از سطح حرم تا نقطه پایانی سقف 80/18 متر میباشد، و پوشش دوم: همان لایه خارجی گنبد مطلی است.
نكته 36
حرم مطهر تقریباً به شكل مربع بوده، و مساحت آن پس از توسعهیی كه پس از انقلاب اسلامی انجام شد، به 139 متر مربع بالغ شده است، سطح حرم با سنگ مرمر مفروش گردیده، و تمام ازاره دور حرم با كاشیهای ممتاز و ظریف چینی مانند، با رنگهای بسیار دلپذیر، مشهور به كاشیهای سنجری مزین شده است، بر روی این كاشیها آیات قرآن و احادیث معصومین علیهم السلام با خط رقاع و ثلث، همراه با نقشهای اسلیمی نوشته و تزئین یافته است.
نكته 37
از طریق چهار صفه یا ممر حرم مطهر، با رواقهای اطراف اتصال یافته، و زائرین از طریق آنها حضور حضرت تشرف حاصل مینمایند. پیش از این، در ضلع جنوبی حرم مطهر (پیش روی مبارك)، دو محراب بسیار نفیس و ممتاز از جنس كاشی چینی نصب بوده، كه پس از توسعه به لحاظ قدمت و نفاست، به موزه آستان قدس منتقل شده است.
نكته 38
حرم مطهر در اوایل قرن ششم یعنی دوران سلطان سنجر سلجوقی، با كاشیهای بسیار نفیس تزیین یافته، و وجود تاریخ 612 هجری قمری، كه بیانگر دوران سلطنت سلطان محمد خوارزمشاه میباشد، گویای اقدامات و فعالیتهایی است، كه در این زمان، در زمینه توسعه و مرمت ابنیه حرم مطهر انجام یافته است.

نكته 39
حرم پاك امام، اضافه بر جلال معنوی و جذبه روحانی، و زیبایی و شكوه معماری، مزین به برخی از نفایس و مآثر ارزشمند است، تعدادی از هدایای بزرگان و حكمرانان گذشته، در قابهایی تعبیه شده، در مكانهایی از حرم مطهر، در برابر دید زائران قرار دارد. این جواهرات و نفایس كه در هشت قاب چیده شده، شامل 104 قلم اشیای مختلف است. قدیمیترین آنها سلیمانیههایی است، با دور نقره، مربوط به 550 سال قبل، و دیگر شمشیری جواهر نشان و خنجر الماس نشان، و مروارید و تسبیح و انگشترهایی از الماس و برلیان درشت.
نكته40
گنبد حرم از آجر ساخته شده، و سپس روی آن را با الواح مسی، كه روكشی از طلا دارد پوشاندهاند، تذهیب این گنبد برای آخرین بار در سال 1010 تا 1016، در زمان شاه عباس صورت گرفته، و به طوری كه از گفتههای محققان بر میآید، رویه و سطح این گنبد پیش از آن كاشیكاری بوده است.
منبع:
وب سایت چهلچراغ امام رضا علیه السلام
بسم الله
شفيعه روز جزا
ميلاد کريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها مبارک باد
منبع:سایت فرهنگی مذهبی تبیان
برای عضویت دراین سایت بسارخوب ومفید پس ازکلیک کردن برروی هرکدام ازلینکهای بالا وارد بخش عضویت شده و باامکانات جدید به فعالیت بپردازید.برای تایید نهایی شدن یک قطعه عکس و تصویر کارت شناسائی یاملی یاشناسنامه خودرابه ایمیل عضویت اعضای سایت یاازطریق میزکار ارسال نمائید .
بسم الله
سلام بر مهدی فاطمه عج
یکباردیگه میلاد حضرت معصومه سلام الله علیهاراتبریک عرضمی نمایم.
به یاری خداوبلاگ نگین شهرقم دراولین جشنواره بین المللی تولیدات رسانه ای عفاف و حجاب نور جزوبرترینهاشد.واینهاهمگی به مددخداوند و الطاف و کرامات کریمه اهلبیت سلام الله علیها و مولایمان موعودمهربان عج است.که به این بنده حقیرگوشه چشمی ازسرارادت داشته اندو دارند. باهم خبر مربوطبه جشنواره رامی خوانیم:
| |||||||
بسم الله
یافاطمةالمعصومه اشفعی لنافی الجنة
میلاد حضرت فاطمه معصومه مبارک باد 

عصمت قم و چشمهی کویر، حرم حضرت معصومه علیها السلام است
.او فاطمهی ثانی است، که فقیهان و بزرگان، آستان بوس حرم اویند
. مزارش بهشتی از معنویت و صفا و چشمهای از فیض و کرامت است. برکت از حریم و حرمش میجوشد و عصمت و عفاف، رهتوشهی زائران اوست.بانوی نجابت و پاکی، این خطّهی کویری را به
«گلشن ایمان» و «حرم عفاف» تبدیل کرده است.حضرت فاطمهی معصومه علیها السلام ، عصمت اهل ولاست و حرمش، آشیانهی آل محمد و این بانو
«معصومهی» اهل بیت.قرنهاست که حرم حضرت معصومه علیها السلام، مغناطیس دلهای پاک و کهربای جانهای شیفته است
.کوثر همیشه جوشان حرم فاطمه، سیراب کنندهی تشنگان علم و ایمان و حکمت و معنویت است
.فاطمهی معصومه
علیها السلام، جلوهی دوبارهی زهرای اطهر علیها السلام است و شکوه بارگاه رفیعش، تسلّی بخش سوخته دلان بر مزار پنهانِ فاطمهی زهراست.برگرفته از کتاب
"قطعات" نوشتهی جواد محدثی* ** * * ** * *
حريم عشق
اينجا فروغ عشق و صفا موج ميزند
نور خدا به صحن و سرا موج ميزند
اينجا که طور جلوه و سيناي ايزدي است
از هر کرانه نور خدا موج ميزند
اينجا مطاف اهل زمين است و آسمان
وز شهپر فرشته، فضا موج ميزند
لبيک از زبان اجابت توان شنيد
در اين فضا که نور دعا موج ميزند
انيجا که رشگ هشت بهشت است و هفت چرخ
از شش جهت فروغ ولا موج ميزند
از جلوهي جلال تو اي مظهر کمال
نور صفا در آينهها موج ميزند
در کوي تو که ساحل امن است و عافيت
درياي بيکران صفا موج ميزند
اي کعبهي اميد که در بارگاه تو
نور اميد در همه جا موج ميزند
دستي به دستگيري دلها دراز کن
وين عقدهها ز کار دل خسته باز کن...
بسم الله
در سايه ضريح کريمه اهل بيت
خادمان فاطمى كه سالها در گرد ضریح فاطمه معصومه علیها السلام در حال طوافند، پروانگانعاشقى هستند كه گاه خاطرات پنجاه سال عشق و زیارت از عالمان و عارفان و شیفتگان اهل بیت علیهم السلام را در نهانخانه دل به امانت نگاه داشتهاند و بیم آن مىرود كه این خاطرات پاك در گذر ایام به فراموشى سپرده شود. پس برآن شدیم تا خاطرههاى چند تن از سایه نشینان ضریح دختر موسى بن جعفرعلیهم السلام را تقدیمتان كنیم.
- على اكبر اجاقى
یکی از خادمان حرم منوراست وی خاطرات خود را اینگونه آغازمی کند : اهل قریه (ینگى قلعه) شهرستان ساوه هستم. 29 سال است خادم حرم حضرت معصومه(س) هستم. آخرین پسر خانواده بودم. پدرم فوت كرده بود و زمان سربازى رفتنم رسیده بود. دلم نمىخواست به سربازى بروم. شنیده بودم سربازها را اذیت مىكنند و به آنها فحش مىدهند. خیلى ناراحت بودم. آمدم قم منزل برادرم یك روز رفتم حرم حضرت معصومه(س) ده تومان نذر كردم و درضریح انداختم و با التماس گفتم: «بى بى! تو رو به حق مادرت منو از این سربازى رفتن نجات بده.» چند روز بعد به ساوه برگشتم. قرعه كشى كرده بودند ومن معاف شده بودم. 150 تومان دادم و برگه معافى را گرفتم. دوباره به قم آمدم. خبر معاف شدنم را به برادرم دادم.
بعد براى زیارت به حرم بى بى رفتم. درآنجا على اكبر صفرى یكى از اقوام را كه خادم حرم بود دیدم. پیش او رفتم و سلام و احوالپرسى كردیم. از من پرسید:دلت مىخواد در حرم حضرت معصومه(س) استخدام بشى؟
گفتم: من كجا، حرم حضرت معصومه(س) كجا؟
گفت: همراه من بیا دو دل نباش! آقاى صفرى دست مرا گرفت و به اتاق خدام مسجد بالاسر برد. در آنجا مرا به آقاى حسین مسعودى، معاون تولیت كه اهل مشهد بود، معرفى كرد. آقاى مسعودى اسم مرا در دفتر نوشت و گفت: تو استخدام شدى. حالا برو پرونده تشكیل بده بعد بیا دم در نگهبانى. گفتم:
الان مادرم دهاته. گریه و زارى مىكنه. باید برم اونو ببینم! پاسخ داد خیلى خوب تواستخدام هستى. من یه ماه بهت مرخصى مىدم. برو مادرت را ببین و برگرد.
رفتم دهات. مادرم تا منو دید گفت: على اكبر از سربازى فرار كردى؟
گفتم: نه معاف شدم. یك ماه در ولایت بودم. ازدواج كردم. همه فهمیده بودند در حرم حضرت معصومه (س) استخدام شدهام. یكبار خانمم گفت:
نرو قم. اینجا بمون. كشاورزى كن یك روز شخصى آمد و گفت: آقاى صفرى مرا فرستاده و گفته بهت بگم چرا نمىآیى؟ مرخصى یك ماهت تموم شده. اگه نمىخواى بیایى، خودت بیا اینجا بگو. من نمىتونم به جاى تو بگم منصرف شده.
آمدم قم. رفتم حرم. مىخواستم بگم منصرف شدم. اما زبانم نچرخید دلم نیامد. گفتم: آمدم سركار.
آنها هم به من لباس دادند و گفتند برو دم در كوچه حرم نگهبانى بده! الان29سال از اولین روزى كه نگهبانى دادم مىگذرد. از این سالها خاطرات زیادى دارم.
اولین بار با مرحوم حضرت آیة الله نجفى مرعشى (ره) آشنا شدم. ما معمولا نگهبان شب بودیم. در حرم را باز مىكردیم و مىبستیم. در حرم را كه بازمىكردیم؛ اولین كسى كه وارد مىشد آیة الله نجفى بود. ایشان از نظر تقوى نمونه بودند.
روزی ایشان نگاهشان را به من دوختند و فرمودند:
«شما جوان هستید. وقتى در حرم مىخواهید جارو كنید، یك نیت هم بكنید وبگویید: یا فاطمه معصومه این جارو را براى رضاى شما مىكشم این نیت را كه كردید حضرت معصومه به شما علاقه پیدا مىكند. هر چه قدر كه مىتوانید بیشترجارو كنید و نیت هم بكنید. من خودم هر وقت گرفتارى داشته باشم مىآیم اینجا. شما هم باید اینطور باشید.»
شفا یافتن مرد فلج
یك نفر مشهدى بود، كارمند مخابرات وقتى آمد به حرم سوار چرخ ویلچر بود و وقتى مىخواست برود با پاهاى خودش حركت مىكرد. چرخ ویلچر را هم به آستانه داد. او مىگفت:
كنار ضریح حضرت رضا(ع) خوابم برد. خواب دیدم كه حضرت به من فرمودند شفاى شما پهلوى خواهرم است. بلند شدم با زنم آمدم قم.
وقتی که تصمیم گرفتم استعفا دهم
سالهاى اولى كه آمده بودم نمىدانستم چطور نگهبانى بدهم از من مىپرسیدند چرا اینطور نگهبانى مىدهى من هم كه بچه كشاورز بودم و به كشاورزى علاقه داشتم تصمیم گرفتم از حرم و آستانه بیرون بروم و هیچ كس هم خبر نداشت حتى به زن و بچههایم هم نگفته بودم.
آستانه مقدسه قطعه زمینى در محل میدان آزادگان فعلى به ما داده بود ولى چون بچه مدرسهاى داشتیم و آنجا هم بیابانى بود به آنجا نرفتیم و خانهاى در خیابان تولیددارو خریدیم. تصمیم خودم را گرفته بودم دلم مىخواست به ده بروم؛ قطعه زمینى با آب بخرم كشاورزى كنم و از اینجا هم استعفا بدهم. زمین آستانه را فروختم. خانه را هم براى فروش به بنگاه سپردم مشترى پیدا شد و رفت پول بیاورد.
شبى با وضو در حرم خوابیده بودم در عالم خواب دیدم آیة الله مرعشى در محراب پشت قبر حضرت معصومه(س) هستند. بانوى بلند قامتى كه مقنعه به صورت داشت ودستكش هم در دستش بود به طرف حرم آمد من با لباس خدام، ما بین آن در بودم. بانو به من رسید سلام کردم وپاسخ داد و فرمود: تو مىخواهى خانه مرا ترك كنى و بروى. نرو آینده بچههایت خراب مىشود! گفتم: چشم خانم. در همان لحظه در ضریح باز شد و بانو داخل ضریح رفت. از خواب بیدار شدم با چشمهاى گریان از حرم بیرون آمدم از فروش خانه منصرف
شدم و تصمیم گرفتم در جوار بى بى بمانم .
من به یكى امیدى آمدهام و خدمتگزار بىبى شدهام. به این امید كه فردا روز قیامت حضرت معصومه(س) از ما شفاعت كند. دلم مىخواهد به بىبى بگویم: بىبى جان!
هر كس به كسى نازد ما هم به تو مىنازیم
-عبدالله افسا یکی دیگر از خادمان حرم می باشد.او می گوید: من اهل قم هستم اما اصالتا اصفهانى هستیم. اجدادم دراین شهر زراعت مىكردند. كار من هم كشاورزى بود. اما اوضاع كشاورزى چندان خوب نبود. خوب یادم هست شب عید فطر بود رفتم بالاى پشت بام نماز شب عید فطر را خواندم، برخاستم نگاهم را به جانب مشهد دوختم و به ضامن آهو متوسل شدم. یا ضامن آهو خودت كار مرا درست كن!
چند روز بعد پیش یكى از آقایان كه با تولیت ارتباط داشت رفتم. به او گفتم شما كار ما را درست كن هر كارى باشد انجام مىدهم. مىخواهم در حرم بىبى كار كنم. با هم رفتیم پیش تولیت. آن آقا مرا به ابوالفضل، تولیت معرفى كرد. او پس از پرسیدن چند سوال گفت:
تو استخدام شدى. من الان اسمت را در دفتر مىنویسم. حقوقت هم روزى سه تومان است قبول؟ گفتم : بله.
با خوشحالى از اتاق تولیت بیرون آمدم.
سفر مشهد
روزى یكى از آقایان به من گفت:مىخواهم تو را بفرستم مشهد.
خودش به دفتر آستانه رفته، شماره شناسنامه مرا گرفته بود. او برایم بلیط هواپیما تهیه كرد. رفتم تهران ظهر بود. نمازم را در فرودگاه خواندم و نهار خوردم. توى دلم به حضرت معصومه(س) گفتم:
خانم جان مىخواهم خدمت برادر شما بروم سلام شما را مىرسانم عنایتى بكن وقتى به مشهد مىرسم هنوز آفتاب باشد تا بتوانم اول غسل كنم بعد به زیارت بروم. ساعت پرواز هواپیما 4 بعدازظهر بود. بعد از نماز و خوردن نهار در فرودگاه مىگشتم دراین موقع افسرى مرا صدا زد وپرسید: از قم آمدی؟ بله.
- كجا میرى؟ مشهد.
- اسباب دارى؟ نه الان یك پرواز مشهد داریم برو سوار شو.
ساعت 2 بعدازظهر بود كه هواپیما در فرودگاه مشهد به زمین نشست. اول غسل كردم بعد به زیارت آقا رفتم.
و اینگونه بود که درخواستم اجابت شد.
لال مادرزاد
یکی از کراماتی که در حرم دیده ام این است که: پیرزنى همراه با نوه نه سالهاش از زنجان به قم آمده بود. پدر ومادر دختر مرده بودند و او لال مادرزاد بود مادربزرگش فارسى بلد بود. كنارضریح رفت و گفت:
حضرت معصومه من نیامدهام زیارت، آمدهام این دختر را مداوا كنى. من تنها سرپرست او هستم. مىدانى با چه سختى به اینجا آمدهام اگر تو او را شفا ندهى ومن بمیرم معلوم نیست سرنوشتش چه مىشود. بىبى جان دخترم را شفا بده.
در همین موقع دخترك كه در كنار پیرزن بود، بلند شد و با زبان تركى مادربزرگش را صدا كرد. پیرزن دخترك را در آغوش گرفت. آن دو را پیش تولیت آستانه بردند و تولیت بیست هزار تومان پول به آن پیرزن داد و بلیط مسافرت برایشان تهیه كرد و آن دو با خوشحالى به زنجان برگشتند.
توفیق خدمتگزارى
- رمضان ترابى توفیق خدمتگزاری خود را اینگونه بیان می کند: اهل ساوه هستم و حدود 28 سال است به عنوان خادم حرم حضرت معصومه(س) مشغول خدمت هستم. اولین بار كه با پدر و مادرم براى زیارت قبر بىبى به قم آمدیم، خیلى خوشحال بودم. حرم خیلى شلوغ بود. زن و مرد در حال زیارت بودند. دور ضریح مشغول زیارت شدم، نگاهى به قبر مطهر حضرت معصومه(س) انداختم و زیر لب گفتم:
- بى بى جان دلم مىخواد درآستانه استخدام بشوم و همین جا كار كنم، خودت كمكم كن.
ما در روستایمان كشاورزى داشتیم، كشاورزى درآمد زیادى نداشت. مدت زیادى نگذشت كه به وسیله یكى از آشنایان در حرم استخدام شدم. از ده به قم آمدم حدود شش ماه مستاجر بودم و خانه نداشتم. بالاخره تصمیم گرفتم خانهاى تهیه كنم به آبادى رفتم، تعدادى گوسفند كه داشتم فروختم و به قم برگشتم. مقدارى از لوازم منزل را فروختم، نه هزار تومان جمع شد. نه هزارتومان دیگرهم از بانك وام گرفتم. با این پول خانه كوچكى در خیابان هندیان خریدم. وقتی خانه را خریدم تعدادى از فامیل به دیدن ما آمدند؛ هیچ چیز درخانه نداشتیم، حبوبات، گوشت، خواروبار همه چیز تمام شده بود. كسى را هم نمىشناختم كه از او پول قرض بگیرم یا كاسبى كه در مغازهاش بروم و جنس نسیه بگیرم خیلى ناراحت بودم نزدیك بود آبرویم برود. از خانه بیرون آمدم، با سرعت خودم را به حرم رساندم كنار ضریح شلوغ بود مردم مرا هل مىدادند، خودم را به ایوان طلا رساندم رو به قبله نشستم و حضرت معصومه(س) را به پدر و مادرش قسم دادم:
- خانم جان، آبرویم درخطراست. كلى مهمان برایم آمده، هیچ چیز درخانه ندارم.
پس از گفتن این حرف از جا بلند شدم و به سمت ضریح رفتم. توى دلم مىگفتم خدایا به امید تو. ناگاه دیدم روحانى سیدى كه بلند بالا بود و محاسن زیادى داشت از سمت چپ به من نزدیك شد. بىاختیار سلام كردم. جوابم را داد و دستم را در دستش فشرد. مقدارى پول در دست من گذاشت و خیلى زود از آنجا دور شد. به خانه برگشتم. دوچرخهام را برداشتم و خودم را به یك مغازه رساندم. همه چیز خریدم بعد ازآن همه خرید و پر شدن خورجین هنوز پول زیادى برایم باقى مانده بود این پول بركت زیادى داشت به خانه برگشتم خورجین پر را به آشپزخانه بردم و خالى كردم، خانمم شگفت زده پرسید:شما كه پول نداشتى اینها را از كجا آوردى؟ نكند ضریح را زده باشى. می آیند دنبالتان پدرتان را درمىآورند! گفتم:
- به خدا قسم اینها را حضرت معصومه(س) داده، با بىبى درد دل مىكردم كنار ضریح بودم سیدى آمد و مقدارى پول به من داد.
آن روز گذشت ما به بركت آن پول تا چند ماه راحت بودیم و من از حضرت معصومه(س) سپاسگزار بودم كه جلوى مهمانها سرافرازم نمود.
كرامات حضرت
در طول این سالها كرامات بسیار از بىبى دیدهام و خاطرات زیادى دارم. شب جمعهاى حدود ساعت هفت مردى را دیدم كه دخترى را به دوش گرفته بود و به سمت ایوان آینه مىآمد. ایوان شلوغ بود، به مرد نزدیك شدم و گفتم:
- پدرجان دخترت را بذار زمین خودش داخل شود.مرد با حالت گریه گفت:
تو درد ما را نمىدانى این مریض شده و تمام بدنش فلج شده، خواب دیدم به من گفتند او را ببر قم، حضرت معصومه(س) شفایش مىدهد. حال اگر شما مىدانید مرا راهنمایى كنید كه این دختر را جایى بگذارم تا خودم بتوانم زیارت كنم.
به مرد كمك كردم دختر را بردیم پایین پا كه آن موقع خیلى باریك بود، پاى او را به ضریح بستیم حدود ساعت هشت بود مرد رفت و مشغول زیارت شد. ساعت 5/1 شب من و چند نفر دیگر از خدام در رواق نشسته بودیم كه صداى جیغ بلندى را شنیدیم با عجله خودمان را به ضریح رساندیم دخترك شفا یافته بود از خوشحالى در حال گریه كردن بود و نمىدانست چه كار باید انجام بدهد. مردم دور او جمع شده بودند و دست و پایش را مىبوسیدند عدهاى مىخواستند براى تبرك لباسهایش را پاره كنند اما ما جلوى آنها را گرفتیم همه مىخواستند بدانند چگونه شفا گرفته به دخترك گفتم: چطور شفا گرفتى؟
گفت: خواب بودم دو خانم آمدند یكى قد بلند و دیگرى قد كوتاه. خانم قد كوتاه به من گفت خدا شما را شفا داده است بلند شو. تو خوب شدهاى. گفتم نمىتوانم اما او اصرار كرد با حالت گریه دوباره گفتم نمىتوانم بلند شوم. خانم قد كوتاه اصرار كرد. من از جاى خود بلند شدم و دیدم خوب شدهام. آن دو خانم از در پیش رو بیرون رفتند و غیب شدند.
خاطرات دوران خدمت در حرم
دو سه سالى از خدمتم گذشته بود كه گفتند فرح زن شاه مىخواهد براى زیارت به حرم بیاید. ماموران حرم را بستند تا كسى وارد نشود. فرح و همراهانش كه حدود سى زن بدون چادر بودند وارد شدند. ما به آنها چادر دادیم.
زمانى كه فرح داخل حرم و مسجد بالاسر شد مامورین ما را از اطراف ضریح دور كردند. فرح در مسجد بالاسر بود كه ناگهان لوستر بزرگ مسجد با صداى مهیبى بر زمین افتاد مامورین با سرعت خود را به آنجا رساندند فكر كردند بمب گذارى شده، فرح و همراهانش در حرم پخش شدند ماموران لوستر را بازرسى كردند و فهمیدند زنجیر آن به مرور زمان پوسیده و زمانى كه آنها آمدهاند این زنجیر پاره شده است.
پای سخن خادمی دیگر
- رضا حدادى خدمتگزار آستانه مقدسه حضرت فاطمه معصومه(س) هستم. كمى از كرامات حضرت معصومه(س) برایتان بگویم. من در طول این سى سال خیلى چیزها دیدهام.
بیست و پنج سال پیش پیرزنى از زنجان آمده بود که از دو پا فلج بود.مىخواستیم نگذاریم داخل حرم برود ولى بالاخره گفتیم برود حرم شاید خبرى شود.او را فرستادیم و خودمان سرگرم صحبت شدیم. پیرزن بر دوش پسرش بود. پسر او را به كنار ضریح برد.
مدتى بعد دیدیم پیرزن با پاهاى خودش به سمت ما آمد مرتب مىگفت: الله رحم الدى! الله رحم الدى! (خدا رحم كرد)
به طرف پیرزن رفتم و پرسیدم: چى شده مادر؟ خانوم مرا شفا داد.
توسل خادم و عنایت بى بى
آقاى یوسف اسرافیلى، كه یكى از خادمین حرم مطهر است مى گوید:
«جلوى در ورودى ایوان طلا درصحن عتیق روى صندلى نشسته بودم كه دیدم یك روحانى آمد و سلام كرد و گفت:چند سالى است براى زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها از تهران به قم مى آیم و مشكلى دارم. شما باید بین من و بى بى واسطه شوى و مشكل ما را به خانم معصومه (س) بگویى.
عرض كردم: من خادم حضرت و شما یك روحانى. بنابراین بهتر مى توانید از بى بى درخواست كنید.
گفت: چند ساعت است درحرم هستم و دنبال خادمى مى گردم كه بتوانم با او درد دل كنم.
من دست ایشان را گرفتم و كنار ضریح آوردم، عرض كردم: بى بى جان! ایشان مشكلى دارند و به من مراجعه كرده اند. من رو سیاه كه قابل نیستم، اما از شما تقاضا دارم كه مشكل ایشان را حل كنید.
دو هفته بعد از ماجرا، روحانى مزبور، به حرم آمد و از چند تن از خادمین سراغ مرا گرفتند. وقتى كه او را دیدم، درآغوشم گرفت و گفت: مشكلى كه داشتم و به خاطرآن درنوبت قبل به شما مراجعه كردم، بحمدالله برطرف شد پرسیدم:
فضیه چه بود؟ گفت:دخترى روى دست ما مانده بود كه از كمر فلج بود. تمام دكترها او را جواب كرده بودند. تا این كه به لطف بى بى شفا یافت و به همراه هیأتى به قم آمده است.
خادمین حضرت معصومه سلام الله علیها از آنها استقبال كردند و آن دختر در كمال صحت و سلامت همراه آنها بود.
بسم الله
به نام عشق
سلام برمهدی فاطمه عج
درازدحام حرم
جدیدترین شعرازسید حمیدرضابرقعی
تقدیم به بانوی بی قرینه و دوستداران حضرتش
(تصویر صحن خلوت و باران نگفتنی است)
با همین چشم های خود دیدم، زیر باران بی امان بانو!
درحرم قطره قطره می افتاد آسمان روی آسمان بانو
صورتم قطره قطره حس کرده ست چادرت خیس می شوداما
به خدا گریه های من گاهی دست من نیست مهربان بانو
گم شده خاطرات کودکی ام گریه گریه در ازدحام حرم
باز هم آمدم که گم بشوم من همان کودکم همان،بانو
باز هم مثل کودکی هر سو می دوم در رواق تو در تو
دفترم دشت و واژه ها آهو...گفتم آهو و ناگهان بانو...
شاعری در قطار قم - مشهد چای می خوردو زیر لب می گفت:
شک ندارم که زندگی یعنی، طعم سوهان و زعفران بانو
شعر از دست واژه ها خسته است بغض راه گلوم را بسته است
بغض یعنی که حرف هایم را از نگاهم خودت بخوان بانو
این غزل گریه ها که می بینی آنِ شعر است، شعر آیینی
زنده ام با همین جهان بینی، ای جهان من ای جهان بانو!
کوچه در کوچه قم دیار من است شهر ایل من و تبار من است
زادگاه من و مزار من است ،مرگ یک روز بی گمان ...

">

