بنام خدا
سلام برمهدي فاطمه عج
عيدسعيدغديرخم برآقاامام زمان عج ،مقام معظم رهبري،وهمه عاشقان اهلبيت ومسلمانان وبندگان خوب خدا درسراسرجهان مبارک باد.

علي در عرش بالا بي نظير است
علي بر عالم و آدم امير است
به عشق نام مولايم نوشتم
چه عيدي بهتر از عيد غدير است؟
***********
شبي در محفلي ذکر علي بود
شنيدم عارفي فرزانه فرمود
اگر آتش به زير پوست داري
نسوزي گر علي را دوست داري
خورشيد شکفته در غدير است علي
باران بهار در کوير است علي
بر مسند عاشقي شهي بي همتاست
بر ملک محمدي امير است علي
***********
نه فقط بنده به ذات ازلي مي نازد
ناشر حکم ولايت به ولي مي نازد
گر بنازد به علي شيعه ندارد عجبي
عجب اينجاست خدا هم به علي مي نازد
*********
نازد به خودش خدا که حيدر دارد / درياي فضائلي مطهر دارد
همتاي علي نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد
عيد غدير خم مبارک باد
بنام خدا
سلام دوستان عزیز
دهه کرامت میلادحضرت معصومه ومیلادامام رضاعلیه السلام
برشماعاشقان اهلبیت مبارک باد
گلچین اشعارامام رضاتقدیم حضورشمادوستان عزیز

ر خنای دیا ضامن آهو!
در بند هواییم، یا ضامن آهو!
در فتنه رهاییم، یا ضامن آهو!
بی تاب و شکیبیم، تنها و غریبیم
بی سقف و سراییم، یا ضامن آهو!
عریانی پاییز، خاموشی پرهیز
بی برگ و نواییم، یا ضامن آهو!
سرگشتهتر از عمر، برگشتهتر از بخت
جویای وفاییم، یا ضامن آهو!
آلودهی بدنام، فرسودهی ایام
با خود به جفاییم، یا ضامن آهو!
آلوده مبادا، فرسوده مبادا
این گونه که ماییم، یا ضامن آهو!
پوچیم و کم از هیچ، هیچیم و کم از پوچ
جز نام نشاییم، یا ضامن آهو!
ننگینی نامیم، سنگینی ننگیم
در رنج و عناییم، یا ضامن آهو!
بی رد و نشانیم، از دیده نهانیم
امواج صداییم، یا ضامن آهو!
صید شب و روزیم، پابند هنوزیم
در چنگ فناییم، یا ضامن آهو!
چندی است به تشویش، با چیستی خویش
در چون و چراییم، یا ضامن آهو!
با دامنی اندوه، خاموشتر از کوه
فریاد رساییم، یا ضامن آهو!
مجبور مخیّر، ابداع مکرر
تقدیر قضاییم، یا ضامن آهو!
افتاده به عصیان، تن داده به کفران
آلودهرداییم، یا ضامن آهو!
حیران شدهی رنج، طوفانزدهی درد
دریای بکاییم، یا ضامن آهو!
تو گنج نهانی، ما رنج عناییم
بنگر به کجاییم، یا ضامن آهو!
با رنج پیاپی، در معرکهی ری
بی قدر و بهاییم، یا ضامن آهو!
نه طالع مسعود، نه بانگ خوش عود
زندانی ناییم، یا ضامن آهو!
در غربت یمگان، در محبس شروان
زنجیر به پاییم، یا ضامن آهو!
رانده ز نیستان، مانده ز میستان
تا از تو جداییم، یا ضامن آهو!
سودای ضرر ما، کالای هدر ما
اوقات هباییم، یا ضامن آهو!
دلخسته و رسته، از هر چه گسسته
خواهان شماییم، یا ضامن آهو!
روزی بطلب تا، یک شب به تمنا
نزد تو بیاییم، یا ضامن آهو!
در صحن و سرایت، ایوان طلایت
بالی بگشاییم، یا ضامن آهو!
با ما کرم تو، ما در حرم تو
ایمن ز بلاییم، یا ضامن آهو!
چشم از تو نگیریم، جز تو نپذیریم
اصرار گداییم، یا ضامن آهو!
در حسرت کویت، با حیرت رویت
آیینهلقاییم، یا ضامن آهو!
مشتاق زیارت، تا جبههی طاعت
بر خاک تو ساییم، یا ضامن آهو!
گو هر چه نباید، گو هر چه بباید
در کوی رضاییم، یا ضامن آهو!
آیا بپذیری، ما را بپذیری؟
در خوف و رجاییم، یا ضامن آهو!
مِهر است و اگر قهر، شهد است و اگر زهر
تسلیم شماییم، یا ضامن آهو!
فریادرسی تو، عیسینفسی تو
محتاج شفاییم، یا ضامن آهو!
هر چند گنهکار، هر قدر سیهکار
بی رنگ و ریاییم، یا ضامن آهو!
ما بندهی درگاه، در پیش تو، اما
در عشق خداییم، یا ضامن آهو!
در رنج و تباهی، وقتی تو بخواهی
آزاد و رهاییم، یا ضامن آهو!
ای چشمهی خورشید، مهر تو درخشید
در عین بقاییم، یا ضامن آهو!
ما همسفر شوق، فریادگرشوق
آوای دراییم، یا ضامن آهو!
همخانهی شبگیر، همسایه تأثیر
پرواز دعاییم، یا ضامن آهو!
همراز به خورشید، دمساز به ناهید
در شور و نواییم، یا ضامن آهو!
همصحبت صبحیم، همسوی نسیمیم
همدوش صباییم، یا ضامن آهو!
ما خاک ره تو، در بارگه تو
گویای ثناییم، یا ضامن آهو!
سوگند الستیم، پیمان نشکستیم
در عهد «بلی»ییم، یا ضامن آهو!
یار ضعفا تو، خود ضامن ما تو
ما اهل خطاییم، یا ضامن آهو!
هم مسکنت ما، هر مرحمت تو
مسکین غناییم، یا ضامن آهو!
از فقر سرودیم، یا فخر نمودیم
فخر فقراییم، یا ضامن آهو!
نه نقل فلاطون، نه عقل ارسطو
جویای هداییم، یا ضامن آهو!
هنگامهی وهم آن، کجراههی فهم این
ما اهل ولاییم، یا ضامن آهو!
از گوهر پاکیم، از کوثر صافیم
فرزند نیاییم، یا ضامن آهو!
چاووش شب رزم، سرجوش تب رزم
شوق شهداییم ، یا ضامن آهو!
ایمان به تو داریم، یونان بگذاریم
تشریکزداییم، یا ضامن آهو!
منشور نشابور، سرسلسلهی نور
با حکمت و راییم، یا ضامن آهو!
تو راه مجسّم، گر راه به عالم
جز تو بنماییم، یا ضامن آهو!
تا صور قیامت، با شور ندامت
شایان جزاییم، یا ضامن آهو!
همراهی استاد آگاهیمان داد
کز تو بسراییم، یا ضامن آهو!
این بخت سهیل است، کش سوی تو میل است
در نور و ضیاییم، یا ضامن آهو!
زین نظم بدایع، وین اختر طالع
اقبالهماییم، یا ضامن آهو!
کوچههای خراسان
آشناى غریبان
سؤال همیشه
گلدسته ات
کهکشانى است
که سیاهى شهر را تکذیب مى کند
پیرامون تو همه چیز بوى ملکوت مى دهد:
کاشى هاى ایوانت
و این سؤال همیشه
که چگونه مى توان آسمانها را
در مربعى کوچک خلاصه کرد.
و پنجره فولاد
التماسهاى گره خورده
و بغضهایى که پیش پاى تو باز مى شوند...
نگاه آهو
آهو از کجا فهمید
باید از تو یارى خواست؟
از پناه تو باید
سایه اى بهارى خواست؟
آهو از کجا فهمید
با تو مى شود آرام؟
با نگاه تو آهو
پیش پاى تو شد رام
تو به مهربان بودن
شهره در زمین بودى
مهربان فراوان بود
مهربان ترین بودى
مى دهى نجات از مرگ
آهوى فرارى را
مى کنى جدا از او
ترس و بیقرارى را
دامنى اشک
غریب آشنا
زائر همیشه
طواف گنبد
هر شب در خیال خویش
ضریحت را
با آب دیدگانم غبارروبى مى کنم
و با نسیم
کبوتران ضریحت را
در دیدگانم
مجسم مى کنم
و بر گنبد طلایى ضریح تو
طواف مى گذارم
چشم هایم شیدا
براى یک لحظه
یک ثانیه
حضور صمیمى ات را
در ضریح ترسیم مى کند
و من
بى قرار مثل یک قطره حباب
رنگین ترین رؤیا و مجنون ترین مجنون
مى گردم
و از خطوط سبز تخیل
بر وادى عشق تو گام مى نهم
و در سفر به نزد تو
یا غریب الغربا!
حکایت هاى خسته جانم را بازگو مى کنم
و کبوتر ذهنم را
از حرم تنگناى خویش
بر وادى عشق تو رهسپار مى گردانم
* * *
عشق بى نهایت
دل به زیارت تو اوج مى گیرد
اى رضا!
مى آیم به سوى تو
تو اى عشق بى نهایت!
و تو
عاشقانه عقده هاى دلم را مرحمى مى شوى
و هاى هاى اشکهایم
به زیارت تو
از دیدگانم جارى مى شود
اى ملکه دلهاى خسته!
تو جام مرا پر از شراب معنویت مى سازى
و من
عاشقانه نامت را فریاد مى زنم:
اى امام هشتمین!
اى ضامن آهوان رمیده!
تو معیار سنجش صداقت هستى
تو آسمان زلال دلها هستى
* * *
عشق،
پنجره فولادت را معنا مى کند
و دل به زیارت تو اوج مى گیرد
اى ضریح سراسر نور!
با دلى آکنده از صداقتهاى تو
با جامى تهى از عشق
و چشمانى بر گل نشسته
به سوى تو مى آیم
و پرندگان حرمت
عروجت را معنا مى کنند
و عاشقانه دانه از لانه نور برمى چینند
و تو را مى ستایند
اى بزرگ ترین واژه کلام!
تو عروج آسمانى کرده اى
و تمامى زائران ضریحت را
به سوگ عشق نشانده اى
که همه سینه ها و همه جانها
تو را مى طلبد
اى غریب الغربا!
آرزوهاى من
رؤیاى آسمانى
شبى تنها
میان این همه رؤیا
تو را دیدم...
تو را با قامتى زیبا
میان دشتى از گلها
کنارت بحر آبى رنگ
و دستانت پر از گلبوته هاى نور
پر از گلبرگ یاس و سوسن و مریم
و من سر تا به پا حیرت
دلم سنگین از این غمها
از این دنیا
که ناگه
آهویى رعنا
در آغوش تو شد آرام
صدایى از دل دریا
چنین مى خواند:
به قربان پناه گرمت اى مولا!
تمام صورتم را اشک ها پر کرده بود، آرى
چنین رؤیا مرا واداشت
که بنویسم:
به قربان پناه گرم تو آقا!
دعاى نور
من در ویرانه هاى شهر
قاب عکسى را پیدا کردم
که پر از شفافیت نور مى درخشید
و گنبد طلایى آن
آشیانه کبوتران سپید بود
که از لانه نور دانه مى چیدند
من در حیرت عکس
شگرف گریستم
یک لحظه بى قرار فریاد برآوردم:
الهى !
چه مکانى است بزرگ، وسیع
به وسعت بیکرانه ها
که عقل را حیران مى کند
و بى قرار به جست و جوى
آهوان عاشق بودم
یک لحظه
باران سکوتم را شکست
و من،
عاشقانه
به وسعت ابرها
گریستم
و اشک،
چون الماسى گرانبها
بر قاب عکس ضریح
فرو ریخت
و من
به نورانیت ضریح
به حجم بیکرانه ها
نگریستم
و زیر لب دعاى نور را
زمزمه کردم
و به بزرگى عشق پناه بردم
رخساره ام گلگون گشت
و من
همدم رازهاى پنهانى ام را
در سکوت تنهایى ام
پیدا کردم
و قصه غصه هایم را
بر سینه خوان نعمتش
فرو ریختم
و سبکبال
بر بلنداى ضریح او
عاشقانه
اوج گرفتم
تا شاید
کوله بار گناهم را در خاکى خاک
فرو نهم
تا شاید امام
دلم را پر از استجابت دعاهایم گرداند
یا معین الضعفا!
یا ضامن آهوان!
مرا دریاب
به خاطر چشمهاى بارانى ام
و قلب شکست خورده ام در توفان
مرا دریاب
بر بلنداى اوج قاب عکس ضریحت
مرا سیر ده
تا پر از استجابت دعاهایم شوم
بوى عطر عشق
فیروزه ناب
... وچشمانت
فیروزه ناب
چشمه هاى سبز
چونان کبوتران سبزینه پوش گنبد طلا
که پرواز مى کنند،
و چشم و نگاه تو را
به پنجره فولاد
گره مى زنند
... و دستانت
در نشیب و فراز نیاز
نذر مى کنند
راز عطشناک چشمهایت
مى شکفند،
تو باران مى شوى
آیینه هاى حرم
تو را تکرار مى کنند
و تو
به پاى بوسى عشق مى روى
آن جا که
نیلوفران قد کشیده اند
و برگ هاشان دست مناجات است
تو سیلى از تمنا مى شوى
تو زیبا
توعذرا
مى شوى
و ادراک ایمان را حس مى کنى
اینک از آن همه سجاده و نیاز
به بار نشسته اى
گل و ریحان در وجودت
جوانه دارند
و ترنم آرزوهایت
قشنگ ترین آوازهاست
خنیاگر آفتاب ضریح
سینه به سینه
به لحظه هاى گرد گرفته شهرمان
که اشتیاق صیدشان را
در خود مى پرورانیم
ما با وسیع ترین لحظه هاى سبز خویش
در پشت ابتدایى که نیستیم
در حضور آفتاب گنبد شما
به سان کوه
قطره قطره
جویبار مى شویم
ما
قد سوخته ترین
هیچ یک باغچه هستیم
و دست تبرکى از ما
به دیدار سبز شما مصلوب مى ماند
مولاى ما!
خنیاگر آفتاب ضریح شماییم
و به تبرک دیوار باغتان، بوسه مى زنیم
آخر، ما
پلک باغچه مان را
به باغ آفتاب نگشودیم
غریب ما!
اما
شما، غریب نیستید
عریب ماییم
که روشنایى پنجره هامان را
روشنایى مى طلبیم
* * *
ماندگارترین یاد
چنان آبشار فضایل تو رفیع است
که هر چه سر به فراتر فراز آورم
دیدگانم در نظاره ارتفاع تو
باز مى ماند!
تو برترینى ، بلندترینى
تو ماندگارترین یاد روزگارانى
تو سایه سار نخل محبت
تو چشمه زار تمامى خوبى
تو را چه واژه اى درخور است و بایسته؟
کلام در ستایش تو عقیم است
و نیز کتابى که بخواهد از تو بگوید، سترون!
تو سبزى ، تو سروى
صنوبرى ، شمشادى
تو اصل و مایه نورى
تو آن خورشیدى
که آسمان از تو نور به وام مى گیرد
و زمین را تو خلعت فروغ مى بخشى
اى آفتاب!
این راز را چه کسى مى داند؟
آهوى از بند رسته
بهترین انتخاب
حدیث عشق تو
بارش مهر
رواق زرنگار
جوشش دعا
وقت زیارت
رقص قشنگ نور
امشب چه دیدنى است
آواز شاد باد
امشب شنیدنى است
عید است و عطر گل
پیچیده در هوا
بوى خوش گلاب
پر کرده سینه را
گلبوته هاى شمع
روییده هر کجا
مى ریزد اشک شوق
یک غنچه بى صدا
گلدسته ها همه
غرق ستاره هاست
هر گوشه حرم
فریاد (یا رضا) ست
وقت زیارت است
پر مى کشد دلم
همراه کفتران
من مى روم حرم
چلچراغ مشهد
چون طلا
گشته رخشان ز دور
مثل رود
پر ز خنده هاى نور
گنبد رضا
چون نگین
بر فراز آسمان
مثل گل
توى باغ این جهان
خوب و بهترین
گشته ام
راهوار خاک او
تا رسم
بر ضریح پاک او
بوسه اى زنم
مى تپد
قلب من به سینه ام
چون رسم
دل ز غصه ها و غم
پاک مى شود
اى رضا!
اى رضایت خدا!
لطف تو از عنایت خدا
خوب و آشنا
اى امام!
اى امام هشتمین!
پیشوا!
اى تو مهربانترین
بر تو صد سلام
گنبدت
چلچراغ مشهد است
زایرت مى برد به روى دست
خاک مرقدت
بوى زیارت
غرق دعا
غرق نور است و طلا
گنبد زرد رضا
بوى گل، بوى گلاب
مى رسد از همه جا
مثل یک خورشید است
مى درخشد از دور
شده از این خورشید
شهر مشهد پر نور
چشمها خیره به او
قلبها غرق دعاست
بر لب پیر و جوان
یا رضا رضا رضا ست
اى خدا کاش که من
یک کبوتر بودم
روى این گنبد زرد
شاد مى آسودم
مى زدم بال و پرى
دور تا دور حرم
از دلم ره مى زد
ماتم و غصه و غم
محرم همگان
بوى رضا
ضریح خورشید
آبى آرام
نگاه آهو
آهو از کجا فهمید
باید از تو یارى خواست؟
از پناه تو باید
سایه اى بهارى خواست؟
آهو از کجا فهمید
با تو مى شود آرام؟
با نگاه تو آهو
پیش پاى تو شد رام
تو به مهربان بودن
شهره در زمین بودى
مهربان فراوان بود
مهربان ترین بودى
مى دهى نجات از مرگ
آهوى فرارى را
مى کنى جدا از او
ترس و بیقرارى را
دامنى اشک
غریب آشنا
داستان سبز التماس
از تبار نور
بنام خدا
سلام برمهدي فاطمه عج
ایام شهادت حضرت علی (ع) تسلیت باد
*****
اشك يتيمان كوفه
یتیما با ظرف شیر – در خونه امیر – اشک چشماشون روی گونه هاشون - ناله می کنند از غم باباشون
علی علی یا علی
اون که میومد شب تک و تنها – روی شونش نون و خرما – حالا فهمیدند که کی بوده – حالا فهمیدند علی بوده
علی علی یا علی
اون که شبها با حال خسته – میومد با روی بسته - حال فهمیدند علی بوده
علی علی یا علی
*************
خداحافظ اي كوچه هاي خموش
نيايدعلي نان وخرمابه دوش
شبها که نان و خرما بر دوش خود کشیدم - جای دعا به گوشم زخم زبان شنیدم
علی علی یا علی
از آه سینه من گرفته چاه کوفه - شبها غم دلم را گویم به چاه کوفه
علی علی یا علی
حدیث رنج و غم را گویا تر از علی نسیت - کسی به ملک هستی تنها تر از علی نیست
علی علی یا علی
*************
شب قدر
آن شب قدررسيده است كه مرابازدهند آب حيات
بفرست برعلي و محمدوآل محمدصلوات
حضرت موسی (ع)، در خلوت و مناجاتی كه با خداوند داشت، فرمود
:خداوندا! میخواهم به تو نزدیك شوم
.پاسخ آمد: قرب من از آنِ كسی است كه شب قدر، بیدار باشد
.گفت: خداوندا! رحمتت را میخواهم
.پاسخ آمد: رحمتم از آن كسی است كه شب قدر به مسكینان، رحمت كند
.گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو میخواهم
.پاسخ آمد: آن را به كسی میدهم كه در شب قدر صدقهای داده باشد
.گفت: خداوندا! از درختان بهشت و میوههایش میخواهم
.پاسخ آمد: آنها از آن كسی است كه در شب قدر، تسبیحگوی باشد
.گفت: خداوندا! رهایی از جهنم را میخواهم
.پاسخ آمد: آن، از آن كسی است كه در شب قدر، استغفار كند
.گفت: خداوندا! خشنودی تو را میخواهم
.پاسخ آمد: خشنودی من از آنِ كسی است كه در شب قدر، دو ركعت نماز بگزارد
**********
خدايا به حق ليالي بابركت قدر ظهورامام زمان عج رانزديك و
شردجال وفتنه هاي آخرالزمان وعصرظهورراازسر ميهنمان ومملكتهاي اسلامي
كم نما
.اللهم عجل لوليك الفرج
بنام خدا
میلاد مسعودحضرت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشريف
برآقاامام زمان عج وهمه چشم انتظاران حضرتش مبارک باد
مرا از جمعه ها آغاز کن از شنبه بیزارم
که از حس غریب و مبهم آدینه سرشارم
من از تعطیل چشمان شما- نه- برنمی گردم
خدا هم خواسته، پس من کی ام تا دست بردارم
و اعجاز شما در جمکران معراج شعری شد
که بعد قله اش هرگز نخواهد شد پدیدارم
غروب و انتظار و پنجره شد مال من آقا
کمی تعجیل کن آشفته از این جمعه بازارم
به شوقت چشمهای خسته را تا عشق آوردم
از اینجا می رسی؟ باشد، بگو تا چند بشمارم
گلاب و عطر و خاک و ضجه ضجه آیه قرآن
و نرگس در مسیر خالی پروانه می کارم
برایم هفته از دیدار تو آغاز می گردد
مرا از جمعه ها آغاز کن از شنبه بیزارم
اللهم عجل لولیک الفرج
بنام خدا
سلام برمهدی فاطمه عج
تولدحضرت علی اکبروروزجوان برآقاامام زمان عج و
همه مسلمانان جهان اسلام
وبه خصوص ملت ایران وجوانان همیشه درصحنه وشجاع
ایران اسلامی مبارک باد.
حاشیه:خوشحالم که به مددمولاوبرکات حضرت ولی عصرعج وائمه اطهاراین وبلاگ(نگین شهرقم) درجهت ترویج فرهنگ و معارف اهلبیت ودرادامه رسالت بزرگ عاشوراوحضرت امام حسین وحضرت زینب تارسیدن به نهضت مهدوی وقیام نهایی امام عصرعج درمسابقه وبلاگ نویسی ۱۴۳۰که به مناسبت اربعین حسینی تشکیل شده بودجزومقامهای اول محسوب شد.
امیدوارم دوستان عزیزبانظرات وپیشنهادات خودمارادرجهت رسیدن به این هدف مهم یاریگرباشید.
به امیدظهورش....
اللهم عجل لولیک الفرج
بسم الله
سلام برمهدی فاطمه عج
السلام علیک یارسول الله
مبعث پیامبرگرامی اسلام حضرت ختمی مرتبت محمدمصطفی (ص)
برآقاامام زمان عج ،مقام معظم رهبری،ریاست محترم جمهوری،مسئولان کشوری
ولشکری ،ملت ایران وهمه محبان رسول الله
وخاندان مطهرش وشمادوستان عزیزمبارک باد.

بسم الله
سلام برمهدی فاطمه عج
زندهكنندۀ دلها
امام باقر (علیه السلام):
إنّ حَدِیثَنا یُحْیِي الْقُلُوبَ.
به راستی که حدیث ما [اهل بیت] دلها را زنده میکند.
Verily, our (i.e. Ahl al-Bayt’s) hadiths revitalize the hearts.
بحارالأنوار، ج 2، ص 144

درشب آرزوهاشب لیلة الرغائب دعامیکنم خداوندبه حق حضرت معصومه (س)وپنج تن آل عبا
ظهورمولایمان حضرت حجت بن الحسن عج رانزدیک فرماید .
آرزوهای کوچک وبزرگ شمادوستان عزیزوهمه مسلمانان وبندگان خوب خدارابرآورده کند.
من راهم ازدعای خیرخودبهره مندسازید.
فرارسیدن میلادحضرت امام محمدباقرعلیه السلام شکافنده علوم و
میلادحضرت یوسف علیه السلام
رانیزبه آقاامام زمان عج ،رهبرفرزانه انقلاب،
ریاست محترم جمهوری ،ملت ایران وهمه شمادوستان وهمه مسلمانان
درسرتاسرجهان اسلام تبریک عرض می نمایم.
اللهم عجل لولیک الفرج

السلام علیک یافاطمة الزهرا (سلام الله علیها)
السلام علیک یاکریمه اهلبیت یافاطمة المعصومه (س)
حرفهای دل حضرت علی باخدابعدازشهادت حضرت فاطمه (س)
اي خدا ! اين اشک اينقدر مدام نباريده است، چه کند علي با اينهمه تنهايي ؟
اي خدا ! چقدر خوب بود اين زن ، چقدر محجوب بود ، چقدر مهربان بود ، چقدر صبور بود.
گاهي احساس مي کردم که فاطمه اصلا دل ندارد. وقتي مي ديدم به هيچ چيز دل نمي بندد ، با هيچ تعلقي زمين گير نمي شود ، هيچ جاذبه اي او را مشغول نمي کند ؛ يقين مي کردم که او جسم ندارد ، متعلق به اينجا نيست. روح محض است ، جان خالص است.
گاهي احساس مي کردم که فاطمه دلي دارد که هيچ مردي ندارد. استوار چون کوه ، با صلابت چون صخره ، تزلزل ناپذير چون ستون هاي محکم و نامرئي آسمان. يکه و تنها در مقابل يک حکومت ايستاد و دلش از جا تکان نخورد. من مامور به سکوت بودم و حرفهاي دل مرا هم او مي زد.
گاهي احساس مي کردم فاطمه دلي از گلبرگ دارد ، نرمتر از حرير ، شفاف تر از بلور. وحيرت مي کردم که يک دل چقدر مي تواند نازک باشد، چقدر يک انسان ميتواند مهربان باشد. غريب بود خدا، غريب بود. من گاهي از دل او راه به عطوفت تو مي بردم...
منبع:
( سيد مهدي شجاعي _ کشتي پهلوگرفته )
به نام خدا
غرق در افکار بودم بيقرار
موج ميزد از دو چشمم انتظار
کرد ناگهان در من خطور
شادي و مستي شد از من دور دور
با خودم گفتم عجب دنيا بد است
هر که اهل عشق باشد مرتد است؟؟؟
با که حرف خويش را نجوا کنم؟
قبر ليلي را کجا پيدا کنم؟
کاش قلبم به قبرش راه داشت
کاش زهرا هم زيارتگاه داشت
زين همه شادي و عشرتها چه سود
کاش قبر مادرم مخفي نبود
ناگهان از سوي حق آمد پيام
مي دهم بر دردهايت التيام
قبر زهرا گرچه از ديده گم است
بارگاه با شکوهش در قم است
اي که گفتي مادرت مظلومه است
حضرت زهرا همان معصومه است
با خودت هر گاه تنها ميشوي
خسته و دلتنگ زهرا ميشوي
قم برو که خانه عشق همه است
صاحب ان خانه بي بي فاطمه است
اي که هستي مست و چالاک بقيع
کم ندارد خاکش از خاک بقيع
اين مکان موعود هر هم عهدي است
زائر ثابت در اينجا مهدي است

بسم الله
بانوی مهربان سلام
زائري دل شكسته ام آه معصومه جان سلام
دل به مهر تو بسته ام بانوي مهربان سلام
اي ضريحت حريم مهر ياد سبزت شميم دل
نام پاكت نسيم مهر رحمت اسمان سلام
روي تو قبلگاه دل لطف تو شمع راه دل
آستانت پناه دل اي دل بي دلان سلام
هركه يكسردلش شكست از طبيبان نظر گسست
آمد رشته بر تو بست اي اميد جهان سلام
اللهم عجل لولیک الفرج
بسم الله
سلام بر پيام آورکربلا
سلام بر بانوي مقاوم وايثارگروآزاده
سلام برزين اب زينت دل پيامبر(ص
)سلام بردختربي همتاي حضرت فاطمه ي زهراوعلي مرتضي
سلام برخطابه گوي غرادردل کاخ يزيد
سلام برهمراه وهمرزم وياورامام حسين (ع)ومرحم زخمهاي دل امام حسن(ع
)سلام بربانوي محجبه ومادرشهيدان نمونه
سلام برسنگ صبوردل تنهاي حضرت موعودعج
سلام برعمه سادات حضرت زينب کبري
ميلاد بانوي بي قرينه حضرت زينب (س)(وروزپرستار
)برمحبان خاندان عصمت وطهارت مبارك باد
.آسمان عشق را
یک کوکب استعشق اگر عشق است عشق زینب(ع) است
گوهر رخشان ایمان زینب(س)است
اختر تابان عرفان زینب(س) است
بسم الله
سلام برمهدی فاطمه عج
فرارسیدن سالروزمیلادحضرت امام حسن عسکری علیه السلام رابه محضرمبارک وپیشگاه مقدس آقاامام عصرعج ومقام معظم رهبری وریاست محترم جمهوری وبیت معظم حضرت امام خمینی (ره) وملت ایران وشمادوستان گرامی وجهان اسلام تبریک عرض می نمایم
.به امیدآمدن موعودمهربان عج
اللهم عجل لولیک الفرج
بسم الله
سلام برمهدی فاطمه عج
سالروزشهادت هشتمین خورشیدپرفروغ آسمان امامت وولایت
حضرت امام علی بن موسی الرضابرآقاامام زمان عج ودلسوختگان وشیفتگان خاندان نبوت وامامت تسلیت باد.سخنان اهل بیت (ع
)امام رضا (عليه السلام):
إنّ النّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحاسِنَ کَلامِنا لَاتَّبَعُونا.
اگر مردم زیباییهای سخنان ما را میشناختند، بیشک از ما پیروی میکردند.
In fact, if people knew the merits of our words, they would surely follow us.
معانی الأخبار، ص 180
اللهم عجل لولیک الفرج
دلم نذر غربتت آقا
!جاده ها کی به تو می رسند تا نگاه بیابانگردم را از
کویر به باران برسانند؟
شاه غزل! عاشقانه تر از غزل می آیم
...سالها قبله و دل،سالها سماجت عاشقانه.می دانی من
به اوج دوست داشتن رسیده بودم
.و به قداست عشق تو که قلبم را می سوزاند هنوز هم بی تاب بی تابم
.باور نمی کنی که سکوت بیچاره ام می کند باور نمی کنی
که میل سوختن دارم؟
!به تو می رسم خیالم پر از حضور توست،زمستان را پشت سر جا
می گذارم.خستگی هایم را می گیرد،غربت نوازی می کنی و من دل را نذر غربتت می کنم
.حالا به تو رسیده ام.تازه می شوم سر در آغوش پنجره می گذارم
صدای بغض پاره پاره ی من است که سکوت را برش می زند
.دستهایم را آئینه می کنم زلال و شناور...نگاه کن بال کبوتران
از باران اشک خیس است
.دلم می خواهد نگاهم کنی این آخرین نقطه ای است که دوست دارم
در آن غرق شوم
.صلی الله علیک یا علی ابن موسی الرضا یا ضامن آهو
!****************
زيارت از روي معرفت
زيارت يکي از سنتهاي حسنه اي است که راجع به آن تاکيد فراوان
و در برخي از روايات حضور زائر نزد قبور معصومين (ع) به
عنوان عهد و
پيماني تلقي شده که بر گردن پيروان آن بزرگواران نهاده شده
و ثواب بسيار زيادي
هم بر آن مترتب است
.در خصوص زيارت حضرت رضا (ع) از قول امام صادق (ع
)نقل شده که فرموده
:"
نواده من در سرزمين خراسان به قتل مي رسد-کسي کهبا شناخت او را
زيارت کند با دست خودم او را وارد بهشت خواهم کرد
"آنچه از اين حديث شريف و برخي ديگر از روايات برداشت
مي شود زيارتي بيشتر
ارزش دارد که از روي معرفت و شناخت باشد و معرفت اين است
که زائر بداند امام
فرزند پيامبر اعظم (ص
)رهبر و هادي جامعه و حجت خداوند و
اطاعتش واجب است
.خداوندا توفيق زيارت با معرفت و شناخت آن حضرت
و ساير ائمه (ع
)را نصيب ما بفرما
.الهم عجل لوليک الفرج
تذکر:ذکرمطالب بادرج نام وبلاگ بلامانع است درغیراین صورت ازکپی برداری مطالبم راضی نمی باشم
بسم الله
روزعیداست وهمان به که سلام توکنیم
مطلع الفجردل خویش به نام توکنیم
جانشینی محمدبه توفرخنده بود
عهدتجدیددراین بیعت عام توکنیم.
عیدغدیرخم برهمه شیعیان جهان مبارک.
اللهم عجل لولیک الفرج

">

