تبليغاتX
(حامیان مردمی احمدي نژاد( یاران  عدالت نگين شهرقم حضرت فاطمه معصومه (س)



بسم الله

سلام برمهدی فاطمه عج

پیروزی افتخارآفرین ملت سربلندایران درانتخابات ۲۲خرداد۸۸ و

سالروز ميلاد با سعادت دخت نبي مکرم اسلام

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها ) روز زن و روز مادر

بر تمامي شيعيان جهان بالاخص مادران زحمت کش تبريک و تهنيت باد.
 

مقام مادر
حضرت فاطمه (سلام ‌الله ‌علیها):
... اِلزَمْ رِجْلَهَا؛ فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ أقْدَامِهَا.
...
در خدمت مادر باش؛ زیرا بهشت زیر قدمهای مادران است.

Dedicate your life to attending your mother, for Paradise is under her feet.

كنزالعمّال، ح 45443

+ نوشته شده در  شنبه 23 خرداد1388;ساعت ;  توسط محدثه اهلبيت (ع);  | 


بسم الله

السلام علیک یافاطمة الزهرا (سلام الله علیها)

السلام علیک یاکریمه اهلبیت یافاطمة المعصومه (س)

حرفهای دل حضرت علی باخدابعدازشهادت حضرت فاطمه (س)

اي خدا ! اين اشک اينقدر مدام نباريده است، چه کند علي با اينهمه تنهايي ؟
اي خدا ! چقدر خوب بود اين زن ، چقدر محجوب بود ، چقدر مهربان بود ، چقدر صبور بود.
گاهي احساس مي کردم که فاطمه اصلا دل ندارد. وقتي مي ديدم به هيچ چيز دل نمي بندد ، با هيچ تعلقي زمين گير نمي شود ، هيچ جاذبه اي او را مشغول نمي کند ؛ يقين مي کردم که او جسم ندارد ، متعلق به اينجا نيست. روح محض است ، جان خالص است.

گاهي احساس مي کردم که فاطمه دلي دارد که هيچ مردي ندارد. استوار چون کوه ، با صلابت چون صخره ، تزلزل ناپذير چون ستون هاي محکم و نامرئي آسمان. يکه و تنها در مقابل يک حکومت ايستاد و دلش از جا تکان نخورد. من مامور به سکوت بودم و حرفهاي دل مرا هم او مي زد.

گاهي احساس مي کردم فاطمه دلي از گلبرگ دارد ، نرمتر از حرير ، شفاف تر از بلور. وحيرت مي کردم که يک دل چقدر مي تواند نازک باشد، چقدر يک انسان ميتواند مهربان باشد. غريب بود خدا، غريب بود. من گاهي از دل او راه به عطوفت تو مي بردم...

منبع:

( سيد مهدي شجاعي _ کشتي پهلوگرفته )


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 خرداد1388;ساعت ;  توسط محدثه اهلبيت (ع);  | 


به نام خدا

غرق در افکار بودم بيقرار

موج ميزد از دو چشمم انتظار

کرد ناگهان در من خطور

شادي و مستي شد از من دور دور

با خودم گفتم عجب دنيا بد است

هر که اهل عشق باشد مرتد است؟؟؟

با که حرف خويش را نجوا کنم؟

قبر ليلي را کجا پيدا کنم؟

کاش قلبم به قبرش راه داشت

کاش زهرا هم زيارتگاه داشت

زين همه شادي و عشرتها چه سود

کاش قبر مادرم مخفي نبود

ناگهان از سوي حق آمد پيام

مي دهم بر دردهايت التيام

قبر زهرا گرچه از ديده گم است

بارگاه با شکوهش در قم است

اي که گفتي مادرت مظلومه است

حضرت زهرا همان معصومه است

با خودت هر گاه تنها ميشوي

خسته و دلتنگ زهرا ميشوي

قم برو که خانه عشق همه است

صاحب ان خانه بي بي فاطمه است

اي که هستي مست و چالاک بقيع

کم ندارد خاکش از خاک بقيع

اين مکان موعود هر هم عهدي است

زائر ثابت در اينجا مهدي است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اردیبهشت1388;ساعت ;  توسط محدثه اهلبيت (ع);  | 


بسم الله

سلام بر پيام آورکربلا

سلام بر بانوي مقاوم وايثارگروآزاده

سلام برزين اب زينت دل پيامبر(ص)

سلام بردختربي همتاي حضرت فاطمه ي زهراوعلي مرتضي

سلام برخطابه گوي غرادردل کاخ يزيد

سلام برهمراه وهمرزم وياورامام حسين (ع)ومرحم زخمهاي دل امام حسن(ع)

سلام بربانوي محجبه ومادرشهيدان نمونه

سلام برسنگ صبوردل تنهاي حضرت موعودعج

سلام برعمه سادات حضرت زينب کبري

ميلاد بانوي بي قرينه حضرت زينب (س)(وروزپرستار)

برمحبان خاندان عصمت وطهارت مبارك باد.

آسمان عشق را یک کوکب است
عشق اگر عشق است عشق زینب(ع) است

گوهر رخشان ایمان زینب(س)است
اختر تابان عرفان زینب(س) است

+ نوشته شده در  جمعه 11 اردیبهشت1388;ساعت ;  توسط محدثه اهلبيت (ع);  | 


بسم الله

 السلام علیک یا فاطمک الزهراسلام الله علیها

** کوثر آمد**

فاطمه،فاطمه است

سالروز ولادت ام ابیها مادر امامت، همسر ولایت و دخت نبوت را بر تمامی دوستداران حضرتش مبارک باد.

کوثر: آمد ... و
واژگان نور میان کلام جهانیان جان گرفت
و آسمان عشق در میان دوستان ایمان، باران
آمد ... و هرم حضور آفتابی اش
سلام و صلوات را مهمان چشمان عاشقان کرد و
حضور و رایحه سبز ایمان را تکرار.


شکوفايی غنچه نبوی:
در آسمان مکه و در منزل نزول وحي، شوري برپا بود. فرشتگان و حوريان بهشتي هلهله کنان و تبريک گويان به زمين مي آمدند و گرداگرد خديجه حلقه مي زدند و آيه « فتبارک الله احسن الخالقين» را زمزمه مي کردند. آن شب درهاي عرش گشوده شده بود و ليله القدر خدا و تنزل الملائکه تفسير شده و از دامان پاک خديجه، ناز دانه نبوي و گل سپيد احمدي درخشيد.

جشن حضور:
او که آمد، متولد شد و دل هاي آسمانيان و زمينيان، سر سبزتر از هميشه گشت. دردانه بوستان عصمت و طهارت در بيست جمادي الثاني، زمين و آسمان مکه را نورافشاني کرد. شاه بيت غزل آفرينش، غايت خلقت و ميوه باغ رسالت خانه محمد (ص) را با قدوم خود مزين نمود. پدر بر دستان کوچکش بوسه زد؛ چرا که او بضعه النبي، همراه و هم راز پدر و ام ابيها بود.

تهنيت باد:
سال روز ميلاد اسوه زهد و تقوا، نازدانه آل کسا، اقيانوس علم و حلم، چشمه سار نجابت، صابره عصمت، عصاره بعثت، هم کفو ولايت، پيوند دهنده حلقه نبوت و ولايت، بارور کننده درخت امامت، کوثر الهي، قصيده پاکي ها، مثنوي عرفان، غزل خوبي ها، مدافع ولايت، ام ابيها، صديقه کبري، فاطمه زهرا (س) بر همه شيفتگان و ره پويان طريقش تبريک و تهنيت باد.

القاب مبارک:
گوهر دردانه نبوي و قره العين رسول را با القاب بسياري مي شناسند که هر کدام از آنها، به دليل ويژگي هاي خاص آن بزرگوار به ايشان نسبت داده شده است. در روايات اسلامي و کتاب هاي تاريخي، بيش از 104 لقب براي آن حضرت آورده اند؛ از جمله اين القاب مي توان از زهرا، کوثر، مرضيه، مبارکه، محدثه، انسيه حورا، منصوره و عالمه نام برد.

نور آسمانی:
يکي از القاب مبارک و مشهور حضرت فاطمه (س) زهرا، به معناي نور و درخشندگي است. از امام صادق (ع) پرسيدند که چرا فاطمه را زهرا ناميده اند؟ آن حضرت فرمود: زيرا هر گاه فاطمه در محراب عبادت مي ايستاد و به عبات مشغول مي شد، نور او بر اهل آسمان مي درخشيد، همان طور که ستارگان بر اهل زمين درخشيدند.

هديه الهی:
از ميان القاب بانوي دو سرا، کوثر لقبي است که از سوي خداوند به او و پدرش داده شد و به معناي فراواني و زيادي هر چيزي است. شيخ طبرسي در تفسير خود مي نويسد: گفته اند مراد از کوثر، نسل و ذريه حضرت رسول (ص) است که از فاطمه زهرا (س) دختر آن حضرت به وجود آمده و تا روز قيامت تعدادشان بيرون از شمار است. خداوند اين لقب را در جواب مشرکاني که پيامبر را به واسطه نداشتن پسر، ابتر و بدون دودمان مي ناميدند، به پيامبر خود عطا فرموده است.

سلام بر تو ....
سلام بر تو اي دختر بهترين مخلوقات، سلام بر تو اي بانوي زنان جهانيان از اولين و آخرين، سلام بر تو اي همسر ولي خدا، سلام بر تو اي خشنود از خدا و پسنديده او، سلام بر تو اي حوريه از جنس آدمي، سلام بر تو اي فاضله پاکيزه، سلام بر تو اي پرهيزکار نيکو رفتار و سلام بر تو اي هم سخن فرشتگان و اي دانا.

اولين بهشتی:
منزل گاه صالحان و شايستگان بهشت جاويدان است؛ آنان که راه سعادت را شناختند و خود راه هدايتي براي سعادت ديگران شدند. اولياي الهي و خاندان عصمت و طهارت، از جمله اينانند و فاطمه فرزند محمد (ص)، اولين اين بزرگواران است که وارد بهشت مي شود. پدر بزرگوارش رسول خدا (ص) فرموده است: «اولين کسي که وارد بهشت مي شود، فاطمه (س) است».

روح فداکاری:
اي سمبل ايثار و فداکاري، آن گاه که به محراب مي ايستي و با معشوق خود خلوت کرده و راز و نياز مي نمايي و اشک سجاده ات را در بر مي گيرد و زانوانت از کثرت عبادت ورم کرده و قادر به ايستادن نيست، در پيشگاه يگانه ات دست بر دعا مي گشايي و ديگران را دعا مي کني و حوايج آنان را از خداوند مي طلبي و در جواب فرزند ارجمندت امام حسن مجتبي (ع) که مي پرسد: مادر چرا ابتدا همسايگان را دعا مي کني؟ مي فرمايي:
«يا بنی الجار ثم الدار» پسرم! اول همسايگان و سپس خودمان».

بهترين همسر:
حضرت زهرا (س)، نه تنها دختري مهربان و غم خوار پدر، که همسري شايسته و بهترين شريک زندگي براي علي (ع) نيز بود و از هيچ مهر و محبت و ايثاري در مورد همسر خود دريغ نمي ورزيد. هرگز از او تقاضا و درخواستي نمي کرد و آن گاه که شويش به او مي فرمود: فاطمه جان! چرا از من چيزي نمي خواهي تا برايت مهيا سازم، در جوابش مي فرمود: «علي جان! من از پروردگار خود حيا مي کنم که چيزي را که تو بر فراهم آوردن آن توان نداري، از تو در خواست کنم.»

ازدواج آسمانی:
جگر گوشه رسول خدا، همانند نهالي نو رسته در حال رشد و نمو، و در آستانه ازدواج بود. او هم چون پدر و مادر بزرگوارش، به ارزش هاي انساني و سجاياي اخلاقي آراسته بود. بسياري از مهاجر و انصار خواهان او بودند و آرزوي خويشاوندي با رسول خدا را داشتند، ولي پيامبر به همه آنان جواب منفي مي داد و مي فرمود: «کار ازدواج فاطمه با پروردگارش است، نه پدرش. من در اين مورد در انتظار فرمان خدا هستم.» بعدها پيامبر درباره ازدواج فاطمه فرمود: «فرشته اي از بارگاه خدا بر من فرود آمد که: هان اي محمد! خداي فرزانه بر تو درود مي فرستد و مي گويد: من در آسمان ها دختر ارجمندت فاطمه را به همسري اميرمومنان علي (ع) در آوردم. تو نيز در زمين او را به ازدواج علي در آور».

بهترين مادر:
سرور بانوان جهان، حضرت فاطمه زهرا (س) که آراسته به امتيازات معنوي و سجاياي اخلاقي است، دختري غم خوار براي پدر، همسري وفادار و فداکار براي شوهر، و مادري نمونه و موفق براي فرزندانش بود. او که خود در دامان وحي تربيت شده و مربي اي چون رسول خدا داشت، به همان شيوه و روش فرزندانش را تربيت کرد و از نسل او، يازده ستاره تابناک در آسمان عصمت و طهارت درخشيدند که هر کدام از آنان، پرچمدار اسلام و قرآن بودند و نيکوست آن حضرت را ام الائمه يعني مادر پيشوايان بخوانند.

آينه تمام نمای پدر:
عايشه می گويد: «هيچ کس را نديدم که در کلام و راه و روش، شبيه تر از فاطمه به رسول خدا باشد.»
بوی بهشت: عشق و علاقه پدر به فرزند خود به حدي بود که هرگاه او را مي ديد، مي فرمود: « من بوي بهشت را از وجود فاطمه استشمام مي کنم.»

مادر در نگاه فرزند:
امام مهدي (عج) در نامه اي به يکي از يارانشان نوشته اند: «دختر پيامبر خدا، فاطمه زهرا (س) براي من سرمشق و الگوي نيکويي است.» او که خود از خاندان وحي و يادگار آخرين پيامبر است، مادرش زهرا (س) را الگوي خويش قرار مي دهد. چه نيکوست ما نيز به پيروي از اين مهمان دل هاي منتظر، مقتدا و سرمشق خود را فاطمه (س) قرار دهيم که نيکوترين پيشوا است.

شخصيت حضرت زهرا (س) در کلام رهبر معظم:
مقام معظم رهبری در شأن والاي حضرت زهرا (ع) فرموده اند: «شخصيت زهراي اطهر (س) در ابعاد سياسي، اجتماعي و جهادي، شخصيت ممتاز و برجسته اي است، به طوري که همه زنان مبارز و انقلابي و برجسته سياسي عالم، مي توانند از زندگي کوتاه و پر مغز او درس بگيرند.»

فدک، ميراث نبوی:
يکي از ويژگي های حضرت زهرا (س)، علم بي کران و فصاحت و بلاغت در سخنوري است. ايشان در خطبه زيبايي که از آن به «خطبه فدکيه» ياد مي کنند، درياي بي کراني از نکات سودمند اخلاقي و معارف بلند اسلامي را مطرح مي سازند. فاطمه (س) در بخشي از اين خطبه چنين مي فرمايد: «خداي تعالي، ايمان را وسيله تطهير شما از شرک، نماز را براي جلوگيري از تکبر، روزه را براي به ثبوت رساندن مراتب اخلاص و حج را وسيله اي براي استوار ساختن بنيان دين، عدالت را سببي براي نزديکي دل ها، جهاد را براي عزت و سر بلندي اسلام، صبر و بردباري را مايه استحقاق پاداش، امر به معروف را براي مصلحت حال عموم، نيکي به پدر و مادر را مسيري براي جلوگيري از خشم الهي و صله رحم را وسيله تأخير افتادن مرگ و طول عمر قرار داد».

پاي درس فاطمه (س):
«من دنيای دنيا پرستان را دوست ندارم.»
«از دنياي شما سه چيز محبوب من است: تلاوت قرآن، نگاه به چهره رسول خدا و انفاق در راه خدا».
«بهترين شما کسي است که در برخورد با مردم نرم خو و مهربان تر باشد و ارزشمندترين مردم کساني هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.»
«لذتي که از خدمت حضرت حق مي برم، مرا از هر درخواستي باز داشته است. حاجتي جز اين ندارم که پيوسته ناظر جمال زيبا و والاي خداوند باشم.»
«جهاد در راه خدا، مايه عزت و جاودانگي اسلام است.»
«در خدمت مادر باش، زيرا بهشت زير پاي مادران است.» 

"عالم صدف است و فاطمه گوهر اوست
گيتي عرض است و فاطمه جوهر اوست
در قدر و شرافتش همين بس که زخلق
احمد پدر است و مرتضي شوهر اوست "

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 تیر1387;ساعت ;  توسط محدثه اهلبيت (ع);  | 


بسم الله

سلام بر ام ابیها

سلام برتوای چراغ فروزان خانه ولایت!سلام برتوای اولین شهیدراه پرفیض امامت!سلام برتو ای فاطمه که به کلماتی چون معرفت،عشق،علم،فداکاری،شجاعت،عفت،عصمت،وطهارت،وتمامی صفات متعالی،روح بخشیدی وحقیقت وجودی آن هارا نمودارساختی.

ای فاطمه ی عزیز!وای عزیز وپاره ی تن رسول خدا(ص)!چگونه می توان دفاع شجاعانه ی توراازحریم امامت وولایت فراموش نمود؟چگونه می توان فریاد پرخروش وباصلابت تورادردفاع ازولی خدا(ع)درحریم مسجد ودرکنارمرقد شریف رسول خدا(ص) فراموش کرد.

ای سیده نساء العالمین!تونه تنهامحدَثه بلکه محد ِثه بودی.

تونه تنهاهمسرولی خدا،که دختررسول خدا(ص)ومادر اولیاءخدا(ع)بودی.تونه تنها همتای بی همتای علی،که ام ابیهابودی.

توهمه حقیقت بودی وبالاخره حلقه تکمیل کننده ی زنجیرباصلابت رسالت وامامت بودی.

زنجیری که ولایت مداران طریق قرآن وعترت(ع) باتمسک به آن به قرب ورضوان عبودیت حق می رسند،" فقداستمسک بالعروة الوثقی".

درایام شهادت توای مخاطب وحی!ماهمگی به سوگ می نشینیم ونه تنها برمظلومیت تو،که برمظلومیت ولایت وامامت اشک می ریزیم ودرانتظار روزی هستیم که انتظار فرج فرزندت به سرآید وقدر ناشناخته ات آشکارگرددوپرچم حکومت مهدی موعود(عج) درتمامی گیتی جهت متجلی ساختن مضامین عالی مکتب وحی،به اهتزازدرآید.

+ نوشته شده در  شنبه 18 خرداد1387;ساعت ;  توسط محدثه اهلبيت (ع);  | 


بسم الله

سلام بر سیدة النساء العالمین

حضرت فاطمه زهرا(س)

فرارسیدن ایام فاطمیه ایام شهادت بانوی دوعالم سیده و سرور زنان  و دخترگرامی پیامبر اسلام

همسر نمونه وباوفای امام علی و مادردلسوزو نمونه امام حسن و امام حسین و حضرت زینب

الگوی  نماز،صبر ،نجابت،  عفاف،حجاب،وفا،وقار، حلم و علم و تقوی و زهد و استواری و پاکیزگی و ساده زیستی

محدثه  اهلبیت  و..حضرت فاطمه زهرا(س) برشما  دوستداران  و محبان

خاندان عصمت و طهارت تسلیت باد.

آزار فاطمه، آزار خدا و پيامبر است

آزار فاطمه، آزار خدا و پيامبر است


اين كه آزار فاطمه عليهاالسلام اذيت و آزار خدا و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله است، موضوعى است كه دهها حديث معتبر در اين باره در كتب شيعه و سنى آمده، كه اينك بدون نياز به تحليل، به چند حديث از آنها تبرك مى‏جوييم:


1- قال رسول ‏الله صلى الله عليه و آله:


فاطمه بضعة منى، فمن اغضبها اغضبنى (1)؛ فاطمه پاره‏ى تن من است، هر كس او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است.


2- عن النبى صلى اللَّه عليه و آله:


فاطمه بضعة منى، و هى نور عينى، ثمره فوادى، و روحى التى بين جنبى، من آذاها فقد آذانى، و من آذانى فقد آذى اللَّه، و من اغضبها فقد اغضبنى، يوذينى ما آذاها (2) ؛ فاطمه پاره‏ى تن من، نور چشمم، ميوه‏ى دلم و روح و روانم است. هر كس او را اذيت كند، مرا اذيت نموده و اذيت من اذيت خداست و كسى كه وى را به خشم آورد، مرا به خشم آورده، و اذيت مى‏كند مرا، آنچه فاطمه را اذيت كند.

۳- قال النبى:


فاطمه بضعه منى، من آذاها فقد آذانى، و من آذانى فقد آذى اللَّه عز و جل و هذا يدل على عصمتها (3)؛ فاطمه پاره‏ى تن من است، هر كس او را اذيت كند مرا اذيت نموده و كسى كه مرا اذيت كند، خدا را اذيت كرده. (سپس ابن ابى‏الحديد مى‏گويد: اين حديث، عصمت فاطمه را در بر دارد.)


4- عن رسول‏ الله صلى الله عليه و آله:


ان اللَّه عزوجل ليغضب لغضب فاطمه، و يرضى لرضاها (4)؛ خداوند با خشم و غضب فاطمه به خشم آيد و با رضاى او راضى مى‏گردد.


 5- قال رسول‏ الله صلى الله عليه و آله:


فاطمه بضعة منى، يوذينى ما اذاها (5) ؛ فاطمه پاره‏ى تن من است، اذيت مى‏كند مرا، آنچه او را بيازارد.


6- قال رسول ‏الله صلى الله عليه و آله:


فاطمه بنت محمد، و هى بضعة منى، فمن آذاها فقد آذانى، و من آذانى فقد آذى اللَّه (6) ؛ فاطمه دختر محمد است، او پاره‏ى تن من است، هر كس وى را آزار دهد، مرا آزار نموده و كسى كه مرا اذيت كند، خدا را اذيت نموده است. اين احاديث ششگانه، كه به عنوان نمونه، از كتاب‌هاى معتبر اهل تسنن نقل گرديد، مى‏رساند كه خشم فاطمه عليهاالسلام باعث خشم خدا و پيامبر مى‏گردد و اساساً رضايت و غضب الهى به رضا و غضب فاطمه عليهاالسلام بستگى دارد. و چنانچه ملاحظه فرموديد از اين احاديث به عصمت فاطمه عليهاالسلام اشاره نموده و حركت او را تابع اراده و خواست خدا مى‏داند.


پي‌نوشت‌ها:


1ـ كنزالعمال، ج 12، ص 108 ش 34222/ جامع الصغير سيوطى، ج 2، ص 208 ش 58333/ صحيح بخارى، ج 5، ص 96 ش 278.


2ـ مسند احمد حنبل، ج 4، ص 329.


3ـ ابن ابى‏الحديد، ج 16، ص 273.


4ـ فرائد سمطين، ج 2، ص 46، ش 378.


5ـ صحيح مسلم، ج 16، ص 3 به شرح نووى.


6ـ محجةالبيضاء، ج 4، ص 210.


اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده در  جمعه 27 اردیبهشت1387;ساعت ;  توسط محدثه اهلبيت (ع);  | 


بسم الله

ميلادحضرت زينب (س)،پيام آوركربلا،عقيله بني هاشم،اسوه حجاب،صبر،مقاومت و ايثاروهمچنين روزپرستار

برآقا امام زمان عج ،مقام معظم رهبري،رياست محترم جمهوري و

ملت ايران وجهان اسلام مبارك باد.

زندگي نامه ی حضرت زينب (س)


زينب (س) سومين فرزند مهد ولايت است که در سال پنجم يا ششم هجري ( 2 يا 3 سال پس از ولادت امام حسين (ع) )
در مدينه چشم به جهان گشود. هنگام ولادت او رسول خدا (ص) در سفر بودند. از اين‌رو حضرت فاطمه (س)، رو به
حضرت علي (ع) کرده و از ايشان خواستند تا نامي براي فرزندشان انتخاب کنند. اما ايشان در پاسخ فرمودند:
« من بر پدرت سبقت نمي‌گيرم، صبر مي‌کنيم تا ايشان از سفر بازگردند.»

هنگامي‌که پيامبر (ص) از سفر بازگشته و خبر ولادت فرزند حضرت زهرا (س) را از حضرت علي (ع) شنيدند، فرمودند:
« فرزندان فاطمه (س)، فرزندان منند ولي خداوند درباره آنان تصميم مي گيرد.» در همين هنگام جبرئيل نازل شد و پيام
آ‌ورد که خداوند مي‌فرمايد: « نام اين دختر را زينب بگذاريد که اين نام را در لوح محفوظ نوشته‌ام.» آن‌گاه رسول خدا
زينب را گرفت و بوسيد و گفت: « توصيه مي‌کنم که همه، اين دختر را احترام کنند، که مانند خديجه کبري است. »
يعني همان‌طور که فداکاري‌هاي خديجه در پيشبرد اهداف پيامبر و اسلام بسيار ثمربخش بود، ايثار، صبر و استقامت
زينب در راه خدا نيز در بقا و جاودانگي اسلام از اهمّيّت ويژه‌اي برخوردار است.

زينب (س) بيش از 5 سال وجود رسول اکرم (ص) را درک نکرد و در سال يازدهم هجرت، غم هجران جدّ بزرگوار خود،
محمد مصطفي (ص) را بر جان نشاند. گويي پرواز رسول اکرم آغاز محنت‌هاي زينب بود. چند ماه بعد غم فقدان مادري
که فخر زنان عالم بود نيز بر جان خسته‌اش نشست و دل کوچکش را در اين مصيبت عظيم غصه‌دار ساخت. او که از
وجود پيامبر اکرم بهره‌ها برده و در دامان مهر و عطوفت زهراي اطهر از جرعه‌هاي معرفت سيراب گشته بود،
حديث صبر و استقامت را در دفتر وجودش نگاشت؛ چرا که خبر مصائب و محنت‌هايي را که در مسير عمرش
با آنها روبه‌رو مي‌گشت از رسول خدا(ص) شنيده بود
.
زينب در خانه‌اي تربيت شده و رشد يافته بود که عالي‌ترين نمونه يک خانواده بود و در طول تاريخ زندگي بشر،
خانواده‌اي به اين بزرگي و عظمت نيامده و نخواهد آمد. او ايستادگي مادرش را در دفاع از حق، در ماجراي فدک
ديد و سکوت پدرش را در 25 سال مظلوميت به بهاي حفظ دين پيامبر شاهد بود. صبر حسني را که زمينه‌ساز
قيام حسيني بود، لمس کرد و بانويي آبديده شد براي حضور در ميدان کربلا. غيبت مادر محبت ميان زينب و
حسين را دوچندان ساخت. گرچه او از برادران خود کوچک‌تر بود، اما هرگز از محبت به آنان دريغ نورزيد.

موعد ازدواج که فرا رسيد عبدا... بن جعفر طيّار افتخار همسري او را يافت؛ مردي که نخستين مولود مسلمين
در حبشه بود و به سخاوت و شجاعت شهره. زينب شرط همراهي با برادر را ضمن ازدواج عنوان کرد و
مردانگي عبدا... او را بر آن داشت تا اين شرط را با جان و دل بپذيرد. او که از شجاعان نبرد صفين و از ياران
فداکار حضرت علي (ع) بود، در کنار زينب قرار گرفت تا به شرف همراهي حسين‌بن‌علي (ع) در واقعه عاشورا
نائل گردد. گرچه به پاي جسم همراه کاروان نشد، اما حضور همسر و فرزندانش در اين حماسه و سفارش
آنان به حمايت و حفاظت از مولاي عشق او را نيز سربلند ساخت.

زينب که حوادث دردناک بعد از رحلت پيامبر (ص) را مشاهده کرده و از آن عبرت گرفته بود، در نيمه دوم
دهه ششم از زندگي پر فراز و نشيب خود، پا به کربلا نهاد. او مي‌دانست که پس از رحلت رسول اکرم (ص)
و مادر بزرگوارش و پس از شهادت پدرش حيدر کرار و برادرش حسن‌بن‌علي (ع) مي‌رود تا برگ‌هاي آخرين
دفتر زندگي خود را با خون عزيزان خويش رقم زند. کربلا براي زينب پايان راه نبود، بلکه سکويي بود براي
پرواز به اوج عظمت انسان. و او در اين معبر، پرچم هدايت حرکت امت را در بستري از هجران به اهتزاز
درمي‌آورد و با گذر عزّتمندانه از خرابه‌هاي کاخ امويان، شاعرانه‌ترين غزل عرفان را بر بلندي تاريخ مي‌سرايد.
و بدينسان شاه بيت غزل زندگيش را بر زبان مي‌راند که: « ما رأًيت الا جميلا »
 
مصائب کربلا سپري شد و زينب پا به شهر رسول خدا (ص) ( مدينه ) گذارد. اين آغاز افشاگري مظالم آل‌اميه بود.
در اثر خطبه‌هاي پرشور و افشاگرانه زينب (س) شعله‌هاي بيداري در مردم مدينه برافروخته مي‌شود. ورق برمي‌گردد
و مردم آماده قيام و خون‌خواهي شهيدان کربلا مي‌شوند. زمامداران فاسد، همان کساني‌که فکر مي‌کردند با کشتن
حسين‌بن‌علي (ع) فاتح و پيروز خواهند شد، سعي بر آن دارند تا گناه عظيم خود را بر گردن ديگري بياندازند.
يزيد مي‌گويد: « خدا لعنت کند اين مرجانه را ! » و عبيدا...بن زياد مي‌گويد: « گناه از عمربن‌سعد بود. » و ....
ديگر در هيچ جاي مدينه و مکه جايي براي خودفروختگان دستگاه اموي نمانده بود.

عمر بانوي حماسه‌آفرين، پس از واقعه کربلا ديري نپاييد. يک سال و نيم پس از آن روز غمبار در پانزدهمين
روز از ماه رجب سال 62 ه.ق، زينب نيز به کاروان سفر کردگان کربلا پيوست و از رنج و محنت دنيا آسوده شد.
هنوز مدت زيادي از وفات او نگذشته بود که پيشگوييش در کاخ يزيد به وقوع پيوست و طومار ننگين حکومت
اموي در هم پيچيده شد در حاليکه تنها 4 سال از واقعه کربلا مي‌گذشت.

درمورد محل دفن پيکر مطهر شيرزن کربلا، اختلاف نظر است. گروهي مدينه، برخي مصر و برخي شام را مدفن
ايشان ناميده‌اند؛ اما مهم نيست که خورشيد در کجا غروب کرده است. آنچه اهمّيّت دارد شعاع آن آفتاب
روشنايي‌بخشي است که در طول زمان مستدام و پرفروغ است
.

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1387;ساعت ;  توسط محدثه اهلبيت (ع);  | 


بسم الله

سلام برمهدي فاطمه عج

زنان عاشورائي-رباب همسروفادارامام حسين عليه السلام

رباب مادر حضرت سكينه وعلي اصغر،دختر"امرأ القيس بن عدي بن اوس بن جابربن كعب بن عليم كلبي" است.

پدر اودردوران خلافت"عمر"ازشام به مدينه آمد،وازآيين عيسي(ع) به دين اسلام گرويد،وازسوي خليفه به امارت قبيله"قضاعه"منصوب گشت.

اوهنگام بازگشت به وطن خودبا اميرالمومنين علي (ع) ملاقات كرد،وازشخصيت اوآگاه شد،وحسن وحسين رادركنار پدرزيارت كرد...

سخنان شيرين و دلنشين علي،وجمال دلرباي او وفرزندان،وشخصيت بي نظير اين خاندان امرءالقيس رابرآن داشت كه سه دخترخود:"محياة،سلمي،رباب"را به ترتيب به عقد حضرت علي وامام حسن وامام حسين درآورد وبه اين پيوند ناگسستني افتخاركند...

صفا ومحبت متقابل رباب وحسين فوق العاده زياد بود،وهيچ يك فراق يكديگرراتحمل نمي كردند!

امام حسين دراشعاري كه به وي منسوب است مي فرمايد:

من منزل ومأوايي رادوست دارم كه رباب وسكينه درآن باشند،ودرفراق آنان شب چنان طولاني گردد كه مثل اينكه ديگرشب هانيز به آن پيوسته است.من حاضرم همه اموال خودرا درراه دوستي رباب وسكينه ام خرج كنم،دراين باره ازهيچ سخني اباندارم!

ترجمه:

لعمرك انني لا احب دارا      تكون بها سكينة والرباب

اجتهماوابذل جل مالي         وليس للائمي فيها عتاب

ولست لهم وان عتبوا مطيعا  حياتي اويغيبني التراب

ان الليل موصول بليل   اذا زارت سكينة والرباب (1)

درواقعه كربلا بر رباب همچون ساير زنان مصيبت عظمي وارد شد ازيك طرف داغ شهادت فرزندش وازطرف ديگر شهادت  امام حسين همسرعزيزي كه همه زندگي اش محسوب مي شد.

در آن روز عاشورا و در آن حماسه عظمي وروزواقعه تنها زني كه ازهمسران امام حسين با اوهمراه بود همين رباب بود زيرا شهربانو درولادت امام سجاد(ع) بدرود حيات گفت،وليلي نيزظاهراً دراين تاريخ وفات كردهبود،وازديگربانوان نيز دراين وقايع اثري ديده نشده است.

اما رباب گام به گام،سيدالشهداء حركت كرد،ودرروز عاشورا چون حسين شهيد شد،او آن چنان خودراباخت و بي تاب شد كه نزديك بودجان بدركند!لذا با تأثر و تألم فراوان وبا چشماني اشكبار اين اشعار راسرود:

ان الذي كان نوراً يستضاء به               بكربلاء قتيل غير مدفون  ٍ

سبط النبي جزاك الله صالحةً                عنا وجنبت خسران الموازين

قدكنت لي جبلاً صعباً الوذ به               وكنت تصحبنا بالرحم والدين

من لليتامي ومن للسائلين ومن              يعني ويأوي اليه كل مسكين ٍ

والله لا ابتغي صهراً بصهركم              حتي اغيب بين الرمل والطين(2)

ترجمه:

حسين كه نورپرفروغي بود،دركربلا شهيد شده وبدون دفن افتاده است.

اي فرزند پيامبر! خداوند ازسوي ماجزاي نيكت دهد، وازخسران ميزان دورت بدارد.

حسين جان!تو براي من به منزله كوه محكمي بودي كه به تو پناه مي آوردم،ودرمصاحبت ورفتار بادين ومهرباني معاشرت مي كردي.بگو ببينم بعد ازاين يتيمان ودردمندان به كجا پناه برند؟ومستمندان ومسكينان كدام دري رابكوبند؟

اي همسرعزيزم!(تو آن چنان در دل من جاي گرفته اي) كه سوگند به خدا جز تورارغبت نمي كنم،وبغير ازحسين دل به كسي نبندم تازيرخاك هادفن شوم.

رباب تنها يك سال بعدازشهادت امام حسين زنده ماند،وآن چنان ناله و شيون كرد،ودرفراق ابدي شوهر بسوخت،وازآب گواراوسايه درخت وخانه دوري جست ولب به غذاي پخته نزد،ودركنار تربت حسين(ع) به عزانشست وافسردگي راپيش گرفت وچنان گريه هاي سوزناك و آه هاي غمگينانه ازدل كشيد،واشك هافروريخت كه آب ديده اش تمام شد وتوان حركتش به پايان رسيد وخودرادرزيرخاك به حسين رسانيد،وبه پيامبر خداگفت:يا رسول الله!سوگند به خدا جزتوپدرشوهري نگزينم،وتنها افتخارعروس بودن تو و زهرا (س) وعلي(ع) رابسر دارم وبا اين انگيزه به شما مي پيوندم!(3)

سلام و درود خدابر اين زن وفادارومادر وهمسرداغدار امام حسين اوبرهمه  همسران ومادران شهدا

 

 

  • پي نوشت ها:
  • (1)-بررسي تاريخ عاشورا،ص 166،اغاني،ج 16،ص 136.
  • (2)منتهي الامال ج 1 ص 450 اشعاراغاني
  • (3)كامل ابن اثير،ج 4،ص 88

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 بهمن1386;ساعت ;  توسط محدثه اهلبيت (ع);  | 


بسم الله

زنان عاشورائي و مبلغ و راوي واقعه كربلا

1-حضرت سكينه بنت الحسين (ع)

در جريان واقعه روزدهم عاشوراي نينوا علاوه بر حضرت زينب (س)دخت امام علي بن ابي طالب و حضرت فاطمه(س) وخواهرامام حسين (ع) زنان و دختراني همراه اين كاروان عاشورائي حضورداشتند كه هريك به نوعي راوي و گزارشگر حماسه عظيم عاشورا محسوب مي شوند.ازجمله اين زنان راوي  ومبلغ حضرت سكينه دخترامام حسين (ع) مي باشد.

حضرت سكينه نام اصلي اش" آمنه" هم نام مادر پيامبر(ص) است.اودرسال 47هجري درمدينه ديده به جهان گشود، و هفتادسال زندگي كرد، ودر روز پنجشنبه پنجم ربيع الاول سنة 117 هجري درمدينه وفات نموده و دربقيع مدفون گشت.

مادراورباب دخترامرءالقيس است وهردو دركربلا حضورداشته،ودر پيشبرد نهضت اباعبدالله الحسين نقش اصلي راايفاكردند.

سكينه دختري با استعداد،سخنوري فصيح،شاعري هنرمند،سياستمداري دورانديش بود،ودرنهضت كربلا پرچم" بلاغ" رابه دست داشت،ودرهرفرصتي بافرازهاي مناسب و اشعارپرمعني اهداف حسين بن علي(ع)راپيش برد.تاجايي كه حضرت اباعبدالله الحسين دروداع آخرسخن نهايي راباوي درميان گذاشت،وسخنان وعواطف وي را پرسوز، وخوداورابهترين زنان خواند!

قال الامام الحسين(ع):...لا تحرقي قلبي بدمعك حسرة      مادام مني الروح في جثماني

                                فاذا قتلت فانت اولي بالتي               تأتينه ياخيرة النسوان

سكينه هنگام آمدن ذوالجناح،نخستين شخصي بودكه ازخيمه هابيرون آمد،وباوي به سخن پرداخت...آنگاه دركنار نعش پاره پاره آن حضرت قرارگرفت،وچنان شيون و ناله كردكه دشمنان رانيزبه گريه درآورد،وخودرابه روي جسدپدرافكندوبي هوش افتاددراين حال شنيد كه آن حضرت مي فرمايد:دخترم سكينه! به شيعيانم برسان كه هنگام نوشيدن آب گوارا مرانيزيادكنند،وباديدن غريبان وشهيدان به ياد من باشند.زيرا،اينان من ِ فرزند پيامبر رابدون جَرم كشتند، وبا سم اسبان خودبدنم راخردكردند،به شيعيانم بگو:اي كاش شمادركربلا بوديدوباچشم خودمي ديديد كه من چگونه براي طفل شيرخواره ام آب خواستم ولي ندادند!.

حضرت سكينه درواقعه كربلا همراه شوهرش "عبدالله بن حسن"پسربزرگ امام مجتبي(ع) بود،واينكه گاهي اورايك دختركوچك وچندساله معرفي مي كنند صحت ندارد،وحداقل،سن اودراين تاريخ به چهارده رسيده بود،وچون شوهرش دركربلا شهيدشد به عقد"مصعب بن زبير"درآمده،اونيزدرجنگ با"عبدالملك مروان"كشته شد،سپس "عبدالملك" ازآن حضرت خواستگاري كرد!سكينه درجواب اوگفت:"هرگزباقاتل شوهرم ازدواج نمي كنم"  والله لايتزوجني بعده قاتله ابدا.

وبعد،ازبصره عازم مدينه شد،وچون به كوفه رسيد،شيعيان ومردم اين شهرازدخترامام حسين (ع) استقبال گرمي به عمل آوردند،وتقاضاكردندكه آن بانودركوفه بماند! اودرجواب گفت: سوگند به خدا اوخودمي داند كه من شمارادشمن مي دانم!زيرا شماجدم اميرالمومنين وعمويم امام حسن وپدرم امام حسين وبرادرم علي اصغر وشوهرم مصعب راكشتيد.

چون به مدينه رسيد بعدها با"عثمان بن عبدالله بن حكيم حِزام "ازدواج كرد،ودرزمان حكومت "خالد بن عبدالملك"كه والي مدينه بودازدنيارفت...

روحش شاد و يادش گرامي وراهش پررهروباد.

--------------------------------------------------------

منابع:

اعلام النساء ج2ص202به بعد وج1ص438،رياحين الشريعه ج3ص256،اعيان الشيعه ج3ص492،سكينه مقرم ص263،منتهي الامال ج1ص463.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 بهمن1386;ساعت ;  توسط محدثه اهلبيت (ع);  | 


بسم الله
پيراهن سبز بهشتي


 


شب عروسي فاطمه(س) بود. او در خانه يک پيراهن ساده داشت. پدر برايش يک پيراهن نو آورد. فاطمه (س) به آن نگاه کرد. پارچه نرم و لطيفي داشت. آن را کنار گذاشت تا چند لحظه بعد بپوشد. حضرت محمد (ص) به اتاق مردها رفت. اتاق فاطمه (س) نزديک در حياط بود. در زدند.

- چه کسي در ميزند؟

- يک نفر در را باز کند.

يکي از زن ها در را باز کرد. زني با صداي شکسته اش گفت: «من فقيرم و لباسي ندارم که به تن کنم.»

فاطمه(س) وقتي صداي زن فقير را شنيد، گوشه ي در اتاق را باز کرد. زن فقير گفت: «از خانه رسول خدا يک لباس کهنه مي خواهم تا به تن کنم.»

دل فاطمه (س) به درد آمد. نگاهش اول به پيراهن نو افتاد؛ بعد به پيراهن ساده اي که در تنش بود. فکر کرد کدام يک را بدهد. پيراهن نو براي عروسي اش بود.

ياد آيه اي در قرآن افتاد که مي گفت: «هرگز به نيکي نمي رسيد، مگر اين که چيزي را که دوست داريد (به فقيران) ببخشيد.»

فاطمه فوري پيراهن نو را برداشت. پشت در رفت و با مهرباني آن را به زن فقير داد.


زن فقير خنديد. صورتش را به سمت آسمان گرفت و دعا کرد. بعد با خوشحالي زياد از آن جا رفت.

وقتي خبر به حضرت محمد (ص) و حضرت علي (ع) رسيد، آن ها از کار فاطمه (س) خوش حال شدند.

طولي نکشيد که جبرييل –فرشته بزرگ خدا- به خانه ي حضرت محمد (ص) آمد. خانه بوي بهشت گرفت. او پيراهن سبز و زيبايي جلوي حضرت گذاشت و گفت: «اي رسول خدا! خداوند به تو سلام رساند و به من فرمان داد تا به فاطمه (س) سلام برسانم و اين لباس سبز بهشتي را براي او بياورم.»

وقتي نگاه فاطمه (س) به پيراهن سبز بهشتي افتاد گريه کرد. عطر بهشتي پيراهن، خيلي زود زن ها را به اتاق فاطمه کشاند.


+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 آذر1386;ساعت ;  توسط محدثه اهلبيت (ع);  |